یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۹:۱۳
::آخرین مطلب 4 ساعت پیش | افراد آنلاین: ...

مدرسه، زادگاه فرهنگ و هنر؛ بازخوانی نقش حیاتی فعالیت‌های هنری در تعلیم و تربیت

  میلاد لارستان: در آغاز هر انقلاب فکری،همیشه نقش پررنگ معابد تعلیم و تربیت به چشم می‌خورد. در ایران ما نیز مدرسه، فراتر از یک فضای فیزیکی برای انتقال مفاهیم…

 

میلاد لارستان: در آغاز هر انقلاب فکری،همیشه نقش پررنگ معابد تعلیم و تربیت به چشم می‌خورد. در ایران ما نیز مدرسه، فراتر از یک فضای فیزیکی برای انتقال مفاهیم درسی، همواره کانون شکل‌گیری و اشاعه فرهنگ و هنر اصیل ایرانی-اسلامی بوده است. دیوارهای مدرسه، آینه‌ای از باورها، آرمان‌ها و خلاقیت‌های نسل نو بوده است. اما امروزه به نظر می‌رسد گرد فراموشی و کم‌توجهی، به‌تدریج بر چهره بخشی از این فعالیت‌های حیاتی نشسته است. فعالیت‌هایی که نه فقط مکمل آموزش، که بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند «پرورش» انسان‌های جامع، خلاق، بااعتمادبه‌نفس و متعهد به هویت خویش هستند.

در گذشته‌های نه‌چندان دور، مدارس صحنه شکوفایی استعدادها در قالب‌های متنوع هنری بود. اجرای نمایش و تئاتر دانش‌آموزی، فرصتی بود برای درک عمیق مفاهیم ادبیات، تاریخ و مسائل اجتماعی، تقویت مهارت‌های ارتباطی، کار گروهی و همدلی. دانش‌آموز با ایفای یک نقش، دنیا را از نگاهی دیگر می‌دید. امروز اما این صحنه‌ها اغلب خالی‌تر شده‌اند. گاه به بهانه‌های مختلف از فشار درسی و کمبود وقت گرفته تا نبود بودجه و امکانات، این عرصه مهم تعطیل یا بسیار کمرنگ شده است. همین امر در مورد اجرای سرودهای دسته‌جمعی نیز صادق است. سرود، نماد هماهنگی، انضباط و حس تعلق جمعی است. آوایی که از دل جمع برمی‌خاست، روحیه ملی و مذهبی را تقویت می‌کرد و خاطره‌ای ماندگار در ذهن دانش‌آموزان می‌ساخت.

از دیگر عرصه‌های فراموش‌شده یا کم‌رونق،روزنامه دیواری است. این رسانه ساده اما عمیق، تمرین اولیه روزنامه‌نگاری، نقد ادبی و اجتماعی، مدیریت فضای رسانه‌ای و بیان آزاداندیشه‌ها در چارچوب‌های سالم بود. از طرح سوال و تحقیق تا صفحه‌آرایی و خطاطی، همه در گرو همکاری و ایده‌پردازی بود. امروزه شاید فضای مجازی جای آن را گرفته باشد، اما آن کار گروهی ملموس و هیجان نشر یک محصول فیزیکی مشترک کمرنگ شده است. همچنین، نمایشگاه‌های هنرهای دستی و اختراعات دانش‌آموزی که نمایشگر عینی خلاقیت، دست‌ورزی و قدرت حل مسئله بود، کمتر به چشم می‌خورد. این نمایشگاه‌ها هم برای سازنده اثر، فرصتی برای دیده شدن و اعتمادبه‌نفس بود و هم برای دیگران، انگیزه‌ای برای تلاش و نوآوری.

یکی از مهارت‌های ضروری در جامعه امروز، قدرت بیان و انتقال مؤثر پیام است. پرورش مجری‌گری در مدرسه، از طریق برنامه‌های صبحگاهی، مراسم و جشن‌ها، به دانش‌آموزان می‌آموخت چگونه با مخاطب ارتباط برقرار کنند، مدیریت اضطراب داشته باشند و پیام را به شکلی شیوا ارائه دهند. این مهارتی است که در هر شغل و موقعیت اجتماعی به کار می‌آید. به موازات آن، تربیت قاری قرآن، نه فقط به حفظ و تلاوت آیات، که به درک مفاهیم، تقویت حافظه، ایجاد آرامش روحی و پیوند نسل نو با مهم‌ترین متن هویتی‌اش منجر می‌شد. ختم این فعالیت‌ها، تنها محروم کردن دانش‌آموزان از بهره‌های معنوی و فرهنگی آن نیست، که فاصله گرفتن از سرچشمه‌های معرفت است.

شاید بارزترین نمونه کمرنگ شدن مشارکت فرهنگی-هنری،کاهش نقش فعال دانش‌آموزان در برپایی جشن‌های مناسبت‌های ملی، مذهبی و اجتماعی باشد. مناسبت‌هایی مانند ۲۲ بهمن، روز دانش‌آموز (۱۳ آبان) و روز معلم. پیشتر، خود دانش‌آموزان با راهنمایی معلمان، برنامه‌ریزی، تزئین، اجرا و مدیریت این مراسم را بر عهده داشتند. از ساخت دکور و تهیه سرود و نمایش گرفته تا اجرای برنامه. این مشارکت فعال، احساس تعلق و مسئولیت‌پذیری را نهادینه می‌کرد و مفهوم ایام را با جان و دل می‌آموخت. امروزه گاه شاهد هستیم که این مراسم به سخنرانی‌های یک‌طرفه و برنامه‌های فرمالیته تقلیل یافته و دانش‌آموز تنها به عنوان تماشاگر منفعل حاضر می‌شود. این در حالی است که هیچ چیز به اندازه «مشارکت در ساخت»، درونی‌سازی ارزش‌ها را تضمین نمی‌کند.

این روند نگران‌کننده، چه پیامدهایی دارد؟ نخست، فروکش کردن روحیه خلاقیت و نوآوری جمعی. دوم، ضعف در مهارت‌های نرم مانند کار گروهی، سخنوری و مدیریت رویداد. سوم، فاصله گرفتن عاطفی و شناختی از مناسبت‌ها و ارزش‌های ملی و مذهبی. چهارم، کاهش فرصت‌های کشف استعداد در عرصه‌های هنری و فرهنگی که ممکن است آینده شغلی و شخصیتی فرد را شکل دهد. و پنجم، گرایش بیشتر به سمت فعالیت‌های فردی و مجازی، به جای تعامل سازنده در فضای واقعی اجتماعی.

 

حال پرسش اینجاست که راه بازگشت و نجات این میراث تربیتی چیست؟پاسخ، بازگشتی آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده به سوی مدرسه پویا و زنده است.

– اولویتبندی جدید: ضروری است مدیران و دستاندرکاران آموزش و پرورش، فعالیت‌های فرهنگی و هنری را نه حاشیه، بلکه جزئی از ماموریت اصلی مدرسه در تربیت نسل تراز انقلاب اسلامی بدانند و برای آن زمان، بودجه و نیروی انسانی متخصص تخصیص دهند.

– معلم محور خلاق: توانمندسازی و تشویق معلمان علاقه‌مند و خلاق به عنوان مربیان این عرصه‌ها ضروری است. حتی می‌توان از ظرفیت والدین و هنرمندان محلی نیز بهره برد.

– برنامه درسی منعطف: ایجاد فضایی در برنامه هفتگی که به این فعالیت‌ها بدون تنش با درس‌ها اختصاص یابد.

– رقابت سازنده: احیا و گسترش جشنواره‌های منطقه‌ای و کشوری در زمینه‌های تئاتر، سرود، روزنامه دیواری، اختراعات و هنرهای دستی با رویکرد مشارکت حداکثری.

– مدرسه به مثابه کانون محله: باز کردن درهای مدرسه و نمایش دستاوردهای دانش‌آموزان به خانواده‌ها و مردم محله، هم انگیزه می‌آفریند و هم اعتماد عمومی را افزایش می‌دهد.

 

جمع‌بندی:

مدرسه،نخستین و مهم‌ترین کارگاه ساخت انسان و جامعه است. اگر از خشت خام فرهنگ و هنر در این کارگاه غفلت شود، محصول نهایی، اگرچه ممکن است در فرمول‌های درسی موفق باشد، اما فاقد روح خلاق، هویت مستحکم، مهارت زندگی جمعی و عشق به ارزش‌ها خواهد بود. بیاییم با نگاهی دوباره به دیوارهای خالی حیاط مدرسه، به سالن‌های بلااستفاده و به مناسبت‌های فرمایشی، و آگاه شویم که چه گوهرهایی را در حال از دست دادن هستیم. بازگرداندن نشاط، خلاقیت و مشارکت واقعی دانش‌آموزان در عرصه فرهنگ و هنر مدرسه‌ای، تنها یک انتخاب نیست، یک ضرورت ملی برای ساختن آینده‌ای پایدار و تاب‌آور است. آینده‌ای که فرزندان ما در آن، نه فقط مصرف‌کننده که خالقان فعال فرهنگ و هنر ایرانی-اسلامی خواهند بود.

ف ۱۱۰

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نظر سنجی

به نظر شما آیا حضور مسئولین کشوری در منظقه می تواند در راستای توسعه مفید باشد؟

Loading ... Loading ...
آخرین اخبار پربازدیدترین