شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۵:۴۳ب.ظ
::آخرین مطلب 4 ساعت پیش | افراد آنلاین: ...

یادداشت| وقتی هلال‌احمر کشور برای میناب و لامرد کتاب می‌نویسد، اما آمبولانس خودش در لار فراموش می‌شود!

  جمعیت هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران برای روایت حوادث ۹ اسفند در میناب و لامرد کتاب منتشر کرده؛ روایتی با عنوان «۹ اسفند؛ میناب، ۹ اسفند؛ لامرد» که قرار است…

 

جمعیت هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران برای روایت حوادث ۹ اسفند در میناب و لامرد کتاب منتشر کرده؛ روایتی با عنوان «۹ اسفند؛ میناب، ۹ اسفند؛ لامرد» که قرار است بخشی از آنچه در این حوادث رخ داده را برای افکار عمومی و نسل‌های آینده ثبت کند ، این اقدام، فی‌نفسه ارزشمند است؛ چراکه حوادث مهم نباید از حافظه تاریخی جامعه حذف شوند.

اما درست همین‌جا یک سؤال جدی شکل می‌گیرد:

پس چرا وقتی پای لارستان به میان می‌آید، روایت این‌قدر کم‌رنگ می‌شود؟

رئیس جمعیت هلال‌احمر کشور در اظهارنظری رسمی، حمله به آمبولانس امدادی هلال‌احمر در لار را «نقض آشکار اصول انسانی و حقوق بین‌الملل بشردوستانه» دانسته است؛ آمبولانسی که در حال انجام مأموریت امدادی بود و با نشان هلال‌احمر در صحنه حضور داشت.

یعنی خودِ رئیس هلال‌احمر کشور درباره حمله به خودروی امدادی هلال‌احمر در لار موضع گرفته است.

پس چرا هلال‌احمر کشور برای حوادث میناب و لامرد کتاب منتشر می‌کند، اما درباره حمله به دادگستری لارستان و آمبولانس خودش در لارستان، آن‌گونه که شایسته اهمیت این اتفاق است، روایت ماندگار و مستقلی در افکار عمومی شکل نمی‌گیرد؟

آیا جان لارستانی‌ها و امدادگر لارستانی، از نظر رسانه‌ای کم‌اهمیت‌تر است؟

و اینجا مسئولیت فقط متوجه هلال‌احمر کشور نیست، مسئولان شهرستان لارستان هم باید پاسخ بدهند.

فرمانداری، روابط عمومی، مجموعه‌های فرهنگی و رسانه‌ای شهرستان و همه کسانی که وظیفه دارند صدای مردم لارستان را به بیرون از شهرستان برسانند، باید توضیح دهند:

چرا درباره حمله به دادگستری و آمبولانس هلال‌احمر در لارستان، روایت جدی و گسترده‌ای ساخته نشد؟

چرا حادثه شهدای دادگستری لار، آسیب‌دیدن نیروهای امدادی و شهدای این حادثه، آن‌گونه که باید در سطح ملی بازتاب پیدا نکرد؟

چرا اجازه داده شد حوادثی با این درجه از اهمیت، در مرزهای جغرافیایی لارستان محصور بماند؟

وقتی برای یک حادثه کتاب تولید می‌شود، تصویر منتشر می‌شود، روایت جمع‌آوری می‌شود و نام شهر و شهدای آن در سطح کشور مطرح می‌شود، یعنی آن حادثه از حافظه محلی عبور کرده و به بخشی از حافظه ملی تبدیل شده است.

اما لارستان نباید در این ماجرا قربانی ضعف روایتگری و کم‌کاری مسئولین شود.

اگر هلال‌احمر کشور توانسته برای حوادث میناب و لامرد کتاب تولید کند، انتظار می‌رود درباره حادثه‌ای که خودِ آمبولانس هلال‌احمر در لار هدف حمله قرار گرفته نیز مستندسازی، روایتگری و مطالبه‌گری جدی صورت بگیرد.

و اگر این اتفاق از سوی مسئولان شهرستان به‌درستی به سطوح ملی منتقل نشده، این دیگر یک ضعف ساده روابط عمومی نیست؛

این یعنی بخشی از تاریخ و مظلومیت مردم لارستان دارد در سکوت رسانه‌ای گم می‌شود.

مسئولان لارستان باید یک‌بار برای همیشه به این سؤال پاسخ دهند:

چرا وقتی نوبت به روایت حوادث لارستان می‌رسد، این شهر همیشه باید خودش فریاد بزند تا صدایش شنیده شود؟

لارستان نه کم‌حادثه بوده، نه کم‌هزینه داده و نه کم‌قربانی داشته است.

آنچه کم بوده، رساندن صدای این مردم به سطح ملی بوده است.

و اگر قرار است تاریخ این روزها نوشته شود، نباید نام لارستان در حاشیه آن باقی بماند.

لارستان حق دارد روایت شود؛ نه اینکه در سکوت رسانه‌ای فراموش شود.

ف ۱۱۰

 

نوشته شده در تاریخ:شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۴:۴۶ب٫ظ

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نظر سنجی

به نظر شما آیا حضور مسئولین کشوری در منظقه می تواند در راستای توسعه مفید باشد؟

Loading ... Loading ...
آخرین اخبار پربازدیدترین