
آن چهرهى مظلوم بىصداى سربهزیرِ منفعلى كه از امام سجاد درست كردند به كلى برخلاف واقع است؛ چهرهى حقیقى امام سجاد علیهالسّلام چهرهى یك مبارزِ قهرمانِ خستگىناپذیرِ آشتىناپذیرِ پیگیرى است،…
حضرت على بن الحسين عليه السلام از يزيد خواست كه در روز جمعه در مسجد شام خطبه بخواند، يزيد رخصت داد؛ چون روز جمعه فرا رسيد، يزيد يكى از خطباى مزدور خود را به منبر فرستاد و دستور داد هر چه تواند به حضرات معصومين على و حسين عليهما السلام اهانت كند و در ستايش شيخين و يزيد سخن براند، و آن خطيب چنين كرد.
امام سجاد عليه السلام از يزيد خواست تا به وعده خود وفا کرده و به او رخصت دهد تا خطبه بخواند، يزيد از وعدهاى كه به امام عليه السلام داده بود، پشيمان شد و قبول نكرد. معاويه پسر يزيد به پدرش گفت: خطبه اين مرد چه تأثيرى دارد؟ بگذار تا هر چه مىخواهد، بگويد.
يزيد گفت: شما قابليتهاى اين خاندان را نمىدانيد، آنان علم و فصاحت را از هم به ارث مىبرند، از آن مىترسم كه خطبه او در شهر فتنه بر انگيزد و وبال آن گريبانگير ما شود (نفس المهموم.450).
به همين جهت يزيد از قبول اين پيشنهاد سرباز زد و مردم از يزيد مصرانه خواستند تا امام سجاد عليه السلام نيز به منبر رود.
يزيد گفت: اگر او به منبر رود، فرود نخواهد آمد مگر اينكه من و خاندان ابوسفيان را رسوا كرده باشد!
به يزيد گفته شد: اين نوجوان چه تواند كرد؟!
يزيد گفت: او از خاندانى است كه در كودكى كامشان را با علم برداشتهاند.
بالاخره در اثر پافشارى شاميان، يزيد موافقت كرد كه امام به منبر رود.
آنگاه حضرت سجاد عليه السلام به منبر رفته و پس از حمد و ثناى الهى خطبهاى ايراد كرد كه همه مردم گريستند و بيقرار شدند. سپس خطبه تاریخی خود را خواندند:
«اى مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ويژگى بر ديگران فضيلت بخشيده است، به ما ارزانى داشت علم، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنين را، و ما را بر ديگران برترى داد به اينكه پيامبر بزرگ اسلام، صديق (امير المؤمنين على عليه السلام)، جعفر طيار، شير خدا و شير رسول خدا صلى الله عليه و آله (حمزه)، و امام حسن و امام حسين عليه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اكرم صلى الله عليه و آله را از ما قرار داد. (با اين معرفى كوتاه) هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مىشناسانم.
اى مردم! من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم، من فرزند كسى هستم كه حجر الاسود را با رداى خود حمل و در جاى خود نصب فرمود، من فرزند بهترين طواف و سعى كنندگانم، من فرزند بهترين حج كنندگان و تلبيه گويان هستم، من فرزند آنم كه بر براق سوار شد، من فرزند پيامبرى هستم كه در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سير كرد، من فرزند آنم كه جبرئيل او را به سدرة المنتهى برد و به مقام قرب ربوبى و نزديكترين جايگاهمقام بارى تعالى رسيد، من فرزند آنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد، من فرزند آن پيامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحى كرد، من فرزند محمد مصطفى و على مرتضايم، من فرزند كسى هستم كه بينى گردنكشان را به خاك ماليد تا به كلمه توحيد اقرار كردند.
من پسر آن كسى هستم كه برابر پيامبر با دو شمشير و با دو نيزه مىرزميد، و دو بار هجرت و دو بار بيعت كرد، و در بدر و حنين با كافران جنگيد، و به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا كفر نورزيد، من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبيا و از بين برنده مشركان و امير مسلمانان و فروغ جهادگران و زينت عبادت كنندگان و افتخار گريه كنندگانم، من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بيت پيامبر هستم، من پسر آنم كه جبرئيل او را تأييد و ميكائيل او را يارى كرد، من فرزند آنم كه از حرم مسلمانان حمايت فرمود و با مارقين و ناكثين و قاسطين جنگيد و با دشمنانش مبارزه كرد، من فرزند بهترين قريشم، من پسر اولين كسى هستم از مؤمنين كه دعوت خدا و پيامبر را پذيرفت، من پسر اول سبقت گيرندهاى در ايمان و شكننده كمر متجاوزان و از ميان برنده مشركانم، من فرزند آنم كه به مثابه تيرى از تيرهاى خدا براى منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و يارى كننده دين خدا و ولى امر او، و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهى بود.
او جوانمرد، سخاوتمند، نيكوچهره، جامع خيرها، سيد، بزرگوار، ابطحى، راضى به خواست خدا، پيشگام در مشكلات، شكيبا، دائما روزهدار، پاكيزه از هر آلودگى و بسيار نمازگزار بود. او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسيخت و شيرازه احزاب كفر را از هم پاشيد. او داراى قلبى ثابت و قوى و ارادهاى محكم و استوار و عزمى راسخ بود وهمانند شيرى شجاع كه وقتى نيزهها در جنگ به هم در مىآميخت آنها را همانند آسيا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراكنده مىساخت. او شير حجاز و آقا و بزرگ عراق است كه مكى و مدنى و خيفى و عقبى و بدرى و احدى و شجرى و مهاجرى است، كه در همه اين صحنهها حضور داشت. او سيد عرب است و شير ميدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسين. آرى او، همان او (كه اين صفات و ويژگيهاى ارزنده مختص اوست) جدم على بن ابى طالب است.
آنگاه گفت: من فرزند فاطمه زهرا بانوى بانوان جهانم. آنقدر به اين حماسه مفاخره آميز ادامه داد كه شيون مردم به گريه بلند شد! يزيد بيمناك شد و براى آنكه مبادا انقلابى صورت پذيرد به مؤذن دستور داد تا اذان گويد تا بلكه امام سجاد عليه السلام را به اين نيرنگ ساكت كند! ! مؤذن برخاست و اذان را آغاز كرد، همين كه گفت: الله اكبر، امام سجاد عليه السلام فرمود: چيزى بزرگتر از خداوند وجود ندارد. و چون گفت: اشهد ان لا اله الا الله، امام عليه السلام فرمود: موى و پوست و گوشت و خونم به يكتائى خدا گواهى مىدهد. و هنگامى كه گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام عليه السلام به جانب يزيد روى كرد و فرمود: اين محمد كه نامش برده شد، آيا جد من است و يا جد تو؟ ! اگر ادعا كنى كه جد توست پس دروغ گفتى و كافر شدى، و اگر جد من است چرا خاندان او را كشتى و آنان را از دم شمشير گذراندى؟! سپس مؤذن بقيه اذان را گفت و يزيد پيش آمد و نماز ظهر را گزارد.
در نقل ديگرى آمده است كه چون مؤذن گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام سجاد عليه السلام عمامه خويش از سر برگرفت و به مؤذن گفت: تو را به حق اين محمد كه لحظهاى درنگ كن، آنگاه روى به يزيد كرد و گفت: اى يزيد! اين پيغمبر، جد من است و يا جد تو؟ اگر گويى جد من است، همه مىدانند كه دروغ مىگوئى، و اگر جد من است پس چرا پدر مرا از روى ستم كشتى و مال او را تاراج كردى و اهل بيت او را به اسارت گرفتى؟ ! اين جملات را گفت و دست برد و گريبان چاك زد و گريست و گفت: بخدا سوگند اگر در جهان كسى باشد كه جدش رسول خداست، آن منم، پس چرا اين مرد، پدرم را كشت و ما را مانند روميان اسير كرد؟! آنگاه فرمود:اى يزيد! اين جنايت را مرتكب شدى و باز مىگويى: محمد رسول خداست؟ ! و روى به قبله مىايستى؟ ! واى بر تو! در روز قيامت جد و پدر من در آن روز دشمن تو هستند. پس يزيد فرياد زد كه مؤذن اقامه بگويد! در ميان مردم هياهويى برخاست، بعضى نماز گزاردند و گروهى نماز نخوانده پراكنده شدند.
اخبار ویژه : پذیرش بدون آزمون در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه دولتی لار
اخبار ویژه : یک تفاهمنامه برای تردد خودروهای مناطق آزاد در استانهای فارس و هرمزگان امضا کنید
اخبار ویژه : توقيف دستگاههاي جي پي اس قاچاق در ايست و بازرسی در مسیر بندرخمیر به لار
اخبار ویژه : روستای هرمود باغ لارستان در مسیر توسعه و پیشرفت
اخبار ویژه : رشتههای گرافیک و تئاتر در هنرستان دخترانه هنرهای زیبای لار
اخبار ویژه : تأیید کلیات منطقه ویژه اقتصادی لارستان در شورای برنامهریزی و توسعه استان فارس
اخبار ویژه : برگزاری شب شعر «نامهای روشن» در گراش با تأکید بر تعامل میان شاعران جنوب فارس
اخبار ویژه : مدال نقره نوجوان لارستانی در مسابقه بینالمللی نقاشی هنگکنگ
اخبار ویژه : ایجاد منطقه آزاد لارستان نیازمند طرح توجیهی است
اخبار ویژه : از کل مسیر ۳۶۰ کیلومتری جهرم-لار-بندرعباس؛ پیشرفت ۸۶ درصدی در محدوده فارس و ۷۱ درصدی در محدوده هرمزگان
اجتماعی : پاسخ به شایعات فضای مجازی؛ وزیر اطلاعات در دادگستری لار نبود/جنگ الکترونیک دشمن، دوربینها را کور کرد
اخبار ویژه : پروژه های بزرگراهی جهرم ـ لار ـ بندرعباس به بهره برداری می رسند
اخبار ویژه : افتخارآفرینی دوباره دانشآموز لارستانی در المپیاد علمی کشور
اخبار ویژه : پایان عملیات اجرای روکش آسفالت حفاظتی اسلاری سیل در محور خنج – پل اسلام آباد
اخبار ویژه : اخذ مجوز قطعی مهندسی علم کامپیوتر گرایش هوش مصنوعی در مقطع کارشناسی ارشد
اخبار ویژه : ظرفیتهای فرهنگی و رسانهای لارستان به رسمیت شناخته شود
اخبار ویژه : مسئولین، لااقل با مردم حرف بزنید…
اخبار ویژه : اصلاح شیب شیروانی محور لار- جهرم در محدوده کورده تا دهکویه
اخبار ویژه : صیانت از شریان انتقال آب جنوب فارس
اخبار ویژه : تقویت روشنایی بلوار ورودی لار از سمت میدان امام رضا(ع)
اخبار ویژه : رکوردگیری دوندگان کوهستان در صعود به قله کوه 2000 متری کورده (رادار)
اخبار ویژه : تخریب عمدی آمبولانس اورژانس ۱۱۵ لار حین انجام ماموریت!
اجتماعی : عکس زیر خاکی؛ میدان مدرس لار در دهه پنجاه
اجتماعی : اجرای تئاتر محلهمحور و آموزش عواقب اعتیاد در محله قنبربیگی لارستان
اخبار ویژه : سرمایهگذاران را نیمهراه رها نکنیم
اخبار ویژه : برگزاری ورکشاپ و نمایشگاه سهروزه نقاشی در لارستان
اخبار ویژه : افسر راهنمایی و رانندگی تا پایان مردادماه در بیرم مستقر میشود
اخبار ویژه : استخر شهر قدیم لار؛ از خاطرات کهن تا افقهای مبهم برای بازسازی
اجتماعی : تصاویر| نمایش اقتدار ملی در پیادهروی جاماندگان اربعین لار
اخبار ویژه : نماهنگ «بیدار شو دنیا» با اجرای گروه سرود طاها لارستان