پول را بايد شمرد حتي اگه اونو پيدا كرده باشي بباجي تجربه خوبي از پيدا كردن چيزهاي مختلف داره به خصوص پول. خودش تعريف ميكنه: نزديك ظهر بود هنوز اذان…
پول را بايد شمرد حتي اگه اونو پيدا كرده باشي بباجي تجربه خوبي از پيدا كردن چيزهاي مختلف داره به خصوص پول. خودش تعريف ميكنه: نزديك ظهر بود هنوز اذان نگفته بودند. تشنهام بود اتفاقاً از كنار دهنشير رد ميشدم. گفتم از اين بهتر نميشه. از پلههاش رفتم پايين و شير آب رو باز كردم و تا تونستم آب خنك و گوارا نوشيدم. هواي خنك و مطبوعي داشت دلم نميآمد آنجا را ترك كنم. چشمم به قطرههاي آبي افتاد كه از شير آب آرام آرام به زمين ميخورد و صداي خوش ميداد. نداي اذان بلند شد و با صداي قطرههاي آب عجين گشت. فوقالعاده بود نواي آب و اذان، يك صداي واقعي زندگي آن هم به زلالي آب.
از دهن شير خارج شدم و به سوي مسجد رهسپار، در حالي كه آستينهايم را بالا ميزدم چشمم به كيفي افتاد كه روي زمين افتاده بود. خم شدم و كيف را برداشتم. با خود گفتم: يعني كيف كيه؟ به اطراف نگاه كردم ولي كسي را نيافتم كه به دنبال كيف باشد. به خاطر همين زيبش را كشيدم تا شايد از درون آن نشاني از صاحبش بيابم. چند كليد، يك ناخنگير، يك مداد سياه رنگ و البته هفت هزار تومان پول كه براي آن موقع پول زيادي بود. كيف به دست وارد مسجد شدم تمام فكر و ذكرم شده بود كيف! به خصوص پول زيادي كه درون آن بود. بعد از نماز از خادم مسجد خواستم به نمازگزاران اطلاع دهد اگر كسي چيزي گم كرده نزد من بيايد. به خانه برگشتم و ماجرا را براي بيبي تعريف كردم. او هم كيف را برداشت و در جاي مطمئني پنهان كرد.
نزديكهاي ساعت 5 بعد از ظهر بود كه با صداي شنيدن در منزل از خواب بيدار شدم. به طرف در رفتم و اونو باز كردم خادم مسجد به همراه فردي بود كه تا حالا نديده بودمش.فارسي صحبت ميكرد. خادم گفت:حاج زينل ايشان گم شدهاي دارند فكر كنم نزد شماست. گفتم: خوب چه چيزي گم كردهايد؟ او گفت:كيفي گم كردهام به رنگ قهوهاي با دستهاي مشكي كه درونش مقداري پول هست و چند كليد. من هم با سادگي گفتم بله درسته الان ميارم خدمتتون. رفتم و كيف را آوردم مرد با ديدن كيف ذوق زده شد و از دستم قاپيد. از اين حركتش اصلا خوشم نيامد. او كيفش را باز كرد و پولهايش را شمرد و با حالتي خاص گفت: ببخشيد آقا پولهايم كمه. آب سردي بود كه رويم ريخته باشند.
گفتم: يعني چه؟ پولهايم كمه يعني چه؟ گفت: يعني چه نداره آقا!!! جسارت نباشه پولهاي من 10 هزار تومان بوده ولي اين 7 هزار تومنه! داشتم سكته ميكردم. نگاه عجيب خادم مسجد را هم نميتوانستم تحمل كنم. در اين موقع بود كه فكري به ذهنم رسيد خودم را جمع و جور كردم و گفتم: ببخشيد،اون پولها رو بده بشمارم، ببينم. او هم كيف و هم پولها را به من داد. پولها را شمردم و گفتم: بله 7 هزار تومن هست. بعد گذاشتم توي كيف و زير بغل نگه داشتم.
مرد گفت: چي كار داري ميكني؟ چرا كيف رو برداشتي. گفتم: من اگه چيزي پيدا كنم به كسي ميدم كه نشاني درست بده. شما درست نگفتي، شما گفتي ده هزار تومن توي كيفه در حالي كه 7 هزار تومن بيشتر نبوده در نتيجه اين كيف مال شما نيست بعد رفتم داخل و در رابستم. صداي خنده و آفرين گفتن خادم مسجد مرا هم به خنده واداشت. خلاصه از اونها در زدن و از من در باز نكردن.
شنيدم كه خادم مسجد به مرد ميگفت: اين چه حرفي بود كه زدي؟ حاج زينل از معتمدين محل است. مرد گفت: به خدا منظوري نداشتم واقعاًده هزار تومن توي كيفم بود. خادم گفت: خلاصه نميدونم، حاج زينل از دستت ناراحت شد. مرد با صداي بلند گفت: حاجي ببخشيد به خدا كيف مال منه. اصلاً غلط كردم اون حرف رو زدم شايد خرجش كردم يادم نيست غلط كردم… و افتاد به التماس. گفتم: اگه واقعاً راست ميگويي يك نشوني بده ببينم. كمي فكر كرد و گفت: توي اين كيف يك ناخنگير با دسته سفيد هم هست. نشونياش درست بود كيفش را دادم و تشكر كرد ورفت. فرداي اون روز كه طبق معمول به طرف دهنشير ميرفتم تا براي خونه آب بيارم اون مرد رو هم ديدم. پس از سلام گفت: حاجي جان حلالم كن. ديروز اگه گفتم پولهام كمه به خاطر اين بود كه قبل از گم كردن كيف چيزي خريده بودم و اصلاً يادم نبود اميدوارم مرا ببخشي. بعد خداحافظي كرد و رفت. به دهنشير رسيده بودم به جايي كه اصلاً فكرش را نميكردم روزي درش را ببندند تا شاهد خرابياش باشم. حيف از دهن شير، حيف…
حميدرضا پريدار
اخبار ویژه : اعلام مقادیر بارش در ایستگاههای هواشناسی لارستان، گراش، اوز و جویم
اخبار ویژه : تعطیلی مدارس و ادارات لارستان در روز چهارشنبه ۱۰ دیماه ۱۴۰۴
اخبار ویژه : ابلاغ دستورالعمل اجرایی واردات خودرو ایرانیان مقیم خارج از کشور
اخبار ویژه : گردهمایی معاونین سیاسی فرمانداری ها و بخشداران جنوب فارس در لار
اخبار ویژه : مطالعه آبخیزداری رودخانه «وربند» تا پایان سال ۱۴۰۴ به اتمام میرسد
اخبار ویژه : فرزاد قناعتپور: تئاتر باید از دل فرهنگ مردم بجوشد، نه از تقلیدهای کمجان
اجتماعی : زمین ۴ هزار متری برای تأمین بودجه بیمارستان تأمین اجتماعی لارستان به فروش میرسد
اخبار ویژه : تصاویر| طبیعت اوز پس از باران
اخبار ویژه : صعود یک روزه تیم هفت نفره ورزشکاران لاری به بام لارستان (قله 2681 متری کوه شب)
اخبار ویژه : نصب تابلو؛ پایان یک توقف ۱۴ ساله، نه یک اقدام نمایشی
اخبار ویژه : تجلیل از یک مدیر کشوری اهل روستای «دهفیش» لارستان
اخبار ویژه : برقراری پروازهای شرکت هواپیمایی”آسا جت” از فرودگاه لارستان
اخبار ویژه : منطقه ویژه اقتصادی لارستان پس از ۱۴ سال توقف، وارد فاز اجرایی شد
اخبار ویژه : دستگاه بالون پمپ در خدمت بیماران قلبی لارستان
اخبار ویژه : آسیاب آبی تاریخی در روستای «بریز»+فیلم
اخبار ویژه : برگزاری ویژه برنامه یوم الله ۹ دی در مسجد جامع لار
اخبار ویژه : فاصله بستک ـ لار به ۴۰ کیلومتر کاهش مییابد
اخبار ویژه : تصاویر| کاشت درخت به عشق «پدر» در خور
اخبار ویژه : مصوب شدن تأسیس خانه تئاتر در لارستان
اخبار ویژه : بروجردی: اخذ سند پردیس، آغازِ یک تحول در علوم پزشکی لارستان است
اخبار ویژه : ابراز تأسف رئیس فدراسیون هندبال ایران از عدم حمایت از هندبال لارستان
اخبار ویژه : بازگشت وجه کلاهبرداری شده به حساب مالباخته در لارستان
اخبار ویژه : درهنوردان پردیس لارستان فرود از آبشار بیدشهر را آسان و ایمن کردند
اخبار ویژه : سفر مدیرکل ورزش و جوانان فارس به لارستان
اخبار ویژه : پیشرفت اجرای اورژانس و ICU بیمارستان امیدوار اوز، بررسی شد
اجتماعی : دستبند پليس لارستان بر دستان ۴ مامورنما
اخبار ویژه : کسب مقام سوم دانشکده علوم پزشکی لارستان در جشنواره رازی
اجتماعی : برگزاری دوره آموزشی طرح ماهر در مدارس لارستان
اجتماعی : بازدید میدانی تیم مخاطرات هیدرولیکی بنیاد مسکن کشور از رودخانههای فصلی لارستان
اخبار ویژه : تخفیف ۲۵ درصدی عوارض پروانه ساختمانی تصویب شد