هرساله چند روز قبل از عید نوروز،خانواده هایی که عروس خانم یا دختران عقدشده دارند، در تدارک و تهیه ی عیدانه یا نوروزی نوعروسان خود هستند و با کمک زنان فامیل با تهیه ی مواد و وسایلی مخصوص،آداب قدیمی “عیدانه “را به جا می آورند. عیدانه شامل موادی هست که مادر…
خدا نصيبتون بكنه كربلاي معلا بيبي جان ما چند روزيه رفته اونجا. اون هم بدون بباجي و خودش شخصا. البته تنهاي تنها كه نه، مثل كلنساء و دخترش شاهبيبي و همسايه اونوريشون غربال دختر قمر با چندتا از اقوام مثل مروَر و گلدسته، دختر عموي سلطنت، زيور، و ماهزاده و…
بباجي ميخكوب خبرهاي تلويزيون شده بود. اون هم از نوع ورزشياش خبرهاي ورزشي رو كه ميشنيد، انگار نيرويي تازه ميگرفت توي اين سن و سال! بباجي من عاشق ورزشه حالا هرجور كه باشه از منچ گرفته تا كشتي كج و بوكس و جودو و تكواندو و كشتي آزاد و فرنگي…
از اقسام عمل صالح، رسيدگي به وضع مسلمين و بهبودي وضعيت زندگي، اجتماعي و معيشتي آنان است.بناهاي عاملالمنفعه مانند مدرسه،بيمارستان، دارالايتام و… از كارهاي سودمند و مفيد در جوامع بشري بويژه جامعه اسلامي است يكي از بنيادهايي كه تأسيس آن در منطقه لارستان ضرورت دارد و ميطلبد كه خيرين كمر…
عطرش چندتا اونورتر هم به مشام ميرسيد. آخه مثل اين روزها نبود كه همه كس بتونند تهيهاش كنند. البته خصوصيتي كه داشت ايراني بودنش بود. يك جنس اعلا و درجه يك بدون هرگونه ناخالصي امروز!! به هر صورت، همسايهها هم سهمي داشتند حتي به اندازهي يك كف دست. بيبي هميشه…
اين بار بباجي با ضربالمثل شروع ميكنه كه شايد شما خوانندگان عزيز همه اين رو شنيديد. آيا از كاربرد يا معني يا داستان ضربالمثلها كه در كجاها به كار ميرند ميدونيد، خستهتون نكنم دوستان باز هم صحبتهاي گرم و لرزش ترنم صداي او به دل ميشينه.ضربالمثل اول به زبان لاري:(كَشْكي…
شب اول محرم به دنبال بباجي رفتم. وارد اتاقش شدم، به چيزي خيره مانده بود. به دستانش نگاه كردم. داشت چيزي مينوشت. هيچ نگفتم كه شايد از خودش دور گردد. او فقط مينوشت. نوشتهاش كه تمام شد، اشكهايش را هم پاك كرد. اين بار سلامش كردم. سرش را برگرداند و…
باز هم صحبتهاي گرم و شيرين بباجي به دل مينشينه، اين بار بباجي، بعد از احوالپرسي و نشستن پاي صحبتهايش از او پرسيدم يك خاطرهي ديگر از اون قديما برام تعريف كن . بعد از چند ثانيه سكوت و دستي كشيدن سرش گفت: پسرم اين بار يك نصيحتي دارم برات….
در اين مغازه همه چيز پيدا ميشه؛ از عطر و ادكلون گرفته تا پيراهن و زيرپوش و شطرنج و توپ و تور و لوازم ماهيگيري و پستونك بچه و هزار چيز جور واجور ديگه. البته طريقه فروش اين همه چيز و گيج و منگ نشدن توي اونا، كار هر كسي…
نشستم پاي صحبت بباجي، بباجي كه نميخواست عكس او را بگيرم و حتي اسم او را در هفتهنامه ميلاد به چاپ برسانم.بعد از احوالپرسي و نشستن پاي صحبت او با قوري چاي و استكان كمر باريك قديمي از من پذيرايي كرد. سن او را پرسيدم حدود ۹۵ سال داشت و…