
فرمانده با جبهه رفتن وي موافقت نمی کند و به او می گوید: برادر حسن نژاد ما اینجا با تو کار داریم؛ اینجا نیز جبهه است. ولی ابراهیم این حرفها…
فرمانده با جبهه رفتن وي موافقت نمی کند و به او می گوید: برادر حسن نژاد ما اینجا با تو کار داریم؛ اینجا نیز جبهه است. ولی ابراهیم این حرفها به گوشش فرو نمی رود و مدت ۲ روز به محل کار خود نمی رود. فرمانده از این کار ناراحت می شود و او را به مدت ۱۰ روز بازداشت می کند. البته بازداشت بخاطر اینکه او را از رفتن به جبهه منصرف کند. باز به این حرفها گوش نمی کند و فرمانده محل کارش را تغییر می دهد و بجای بهتری یعنی هنگ ژاندارمری می فرستد. اما قبول نمی کند و باز خواستار رفتن به جبهه می شود؛ تا اینکه بالاخره موفق می شود که فرمانده ژاندارمری را راضی کند و به منطقه فیاضیه آبادان برود. » (خاطرات خانواده)
شهید ابراهیم حسن نژاد
نام: ابراهیم
نام خانوادگی: حسن نژاد
نام پدر: حسن
تاریخ تولد: 1339
میزان تحصیلات: دیپلم
تاریخ شهادت: 1361/02/20
محل شهادت: جنوب گردان 107
نام عملیات: پدافندی
ابراهیم در قطر متولد شد و شش سال آغازین زندگیش را در آنجا گذراند. در شهریور ماه سال ۴۵ خانوادهاش به ایران آمد و دو سال دوره ابتدایی را در مدارس شیراز سپری کرد و سپس به لار عزیمت نمود. بقیه تحصیلات ابتدایی را در مدرسه حافظ ادامه داد و وارد مدرسه راهنمایی فارابی شده و بالاخره از دبیرستان صحبت لاری در رشته بازرگانی فارغ التحصیل شد.
« فردی خوش رو و با محبت بود و همیشه لبخند بر لب داشت. هیچ وقت از کار خسته نمی شد و در تمام تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد و در بسیج عضویت داشت. » (خاطرات خانواده)
اردیبهشت سال ۶۰ به خدمت مقدّس سربازی رفت. سه ماه دوره آموزشی خود را در پادگان آموزشی جهرم گذراند و به اهواز منتقل گردید. چون در ماشین نویسی مهارت داشت، در بخشي از ژاندارمری اهواز مشغول به خدمت گردید.
« ۱۱ ماه از خدمت او می گذشت که به مرخصی ۱۰ روزه آمد. و طی این مدت که در لار بود، تمام دوستان و آشنایان و قوم و خویشان را دید و خداحافظی کرد. بعد از اتمام مرخصی به اهواز برگشت. در بازگشت به فرمانده خود می گوید که می خواهم داوطلب بروم جبهه. ولی فرمانده موافقت نمی کند و به او می گوید: برادر حسن نژاد ما اینجا با تو کار داریم؛ اینجا نیز جبهه است. ولی ابراهیم این حرفها به گوشش فرو نمی رود و مدت ۲ روز به محل کار خود نمی رود. فرمانده از این کار ناراحت می شود و او را به مدت ۱۰ روز بازداشت می کند. البته بازداشت بخاطر اینکه او را از رفتن به جبهه منصرف کند. باز به این حرفها گوش نمی کند و فرمانده محل کارش را تغییر می دهد و بجای بهتری یعنی هنگ ژاندارمری می فرستد. اما قبول نمی کند و باز خواستار رفتن به جبهه می شود؛ تا اینکه بالاخره موفق می شود که فرمانده ژاندارمری را راضی کند و به منطقه فیاضیه آبادان برود. » (خاطرات خانواده)
او پس از هفت روز در نوزدهم اردیبهشت ماه سال ۶۱، بوسیله خمپاره شصت میلیمتری به شهادت می رسد.
« مدتی گذشت و خبری از پسرم نداشتیم. برای همین به اتفاق دامادمان راهی منطقه خوزستان شدیم. فرمانده ایشان اظهار تأسف کرد و گفت: من خیلی اصرار کردم که به جبهه نرود اما گوش نکرد و از طریق ستاد ارتش خود را به همرزمانش که در خط مقدّم در حال مبارزه با نیروهای دشمن بودند رسانید …دامادم از طریق بچه های لاری راهی جبهه شد. از هرکس سراغ ابراهیم را می گرفت، آنها جواب می دادند که ابراهیم به منطقه دیگری اعزام شده؛ تا اینکه یکی از بسیجیان نزد دامادم رفته و به ایشان گفته بود که ابراهیم خمپاره خورده و به بیمارستان اهواز منتقل شده است … همسرم موضوع را فهمید … ابراهیم را طلب می کرد … هیچ چیز را نمی دیدم و هیچ چیز برایم مهم نبود. فرزندم، ابراهیمی که همیشه پا به پای من بود دیگر پیش ما نبود … در خانه غوغا بود … یواش یواش در و دیوار کوچه و خانه از پارچه های سیاه پوشیده شد … ». روحش شاد .
« چند شب قبل از شهادت فرزندم، خواب دیدم که غنچه سبز رنگی که چراغانی بود از روبرویم عبور می دادند. دیری نپایید که خبر شهادت ابراهیم عزیز را به ما دادند. حال هرگاه به سر مزار او می روم و به عکسش نگاه می کنم چشمانش به من می گوید که اگر چه من در پیش شما نیستم اما خاطراتم و روحم در میان شماست و این یعنی شهید همیشه زنده است. » (خاطرات خانواده) .شهید ابراهیم حسن نژاد
اخبار ویژه : تجلیل از بانوی کارآفرین لاری در آیین روز صنعت و معدن فارس
اجتماعی : از ترور تا تشییع/ درباره ی نخبه ی گمنام صنایع دفاعی از لارستان؛ عبدالکریم میرزانیا
اجتماعی : دادستان لارستان: فعالیت های انجمن سبزاندیشان خور در منطقه حفاظت شده هرمود بینظیر است
اجتماعی : تصاویر| بدرقه جانباز بسیجی، مهندس عبدالکریم میرزانیا تا خانه ابدی
اخبار ویژه : آینده آموزش و پرورش از کلاسهای دانشگاه فرهنگیان آغاز میشود
اخبار ویژه : برگزاری جلسه ستاد سوخت شهرستان های جنوب استان فارس در لارستان
اخبار ویژه : پل روگذر بزرگراهی در سهراهی بستک ـ بندرعباس ـ لارستان احداث میشود
اخبار ویژه : شهرداران و شوراهای اسلامی شهر در خط مقدم بازآفرینی شهری قرار دارند
اخبار ویژه : انعقاد۹/۸ همت قرارداد برای محور جهرم–لار–بندرعباس
اخبار ویژه : از کریخوانی گلپسرها تا یاد پدران شهید؛ فوتسال پدران در دبستان شاهد فرزاد بنی زمانی لارستان
اجتماعی : طرح بافت تاریخی لارستان تا اوایل آبانماه ابلاغ خواهد شد
اخبار ویژه : خانه تاریخی محمودی شهر لار میزبان فرهنگدوستان
اجتماعی : جامعه و ضرورت دیدن امکان ساختن
اجتماعی : «دادرسان آسمانی»؛ روایت صدای دیدهنشده لارستان در جنگ
اخبار ویژه : تصاویر/خادمین راه بهشت؛ یادبود دو خادم آسمانی موکب مردمی لارستان
اخبار ویژه : لارستان و جشن غنچههای سرخ برای کودکان+تصاویر
اجتماعی : ارتقای چارت فنیوحرفهای لارستان؛ یک گام رو به جلو، اما نه پایان راه
اجتماعی : ضرورت پاسداشت آیینهای بومی و تشکیل دبیرخانه احیای فرهنگ لارستان
اخبار ویژه : لارستان با شعار «سرزمین افقهای روشن» به استقبال اکسپو ۲۰۲۶ شیراز رفت
اخبار ویژه : هنرمند لاری به عنوان مشاور هنری انجمن هنرهای نمایشی استان فارس منصوب شد
اجتماعی : «فَسیل و اُرما»؛ روایت ماندگار فرهنگ نخل و خرما در لارستان
اخبار ویژه : لارستان در اکسپو؛ از معرفی ظرفیتها تا فرصتهای تازه اقتصادی
اجتماعی : روایت یک پرستار از روز خونین حمله به دادگستری لارستان
اجتماعی : گزارش تصویری | پرستاری؛ روایت عشق، صبوری و امید
اخبار ویژه : تصاویر / شور و نشاط کودکانه در جشن بزرگ هفته ملی کودک در دبستان رجایی
اخبار ویژه : لارستان، شهرستان برتر استان فارس در حوزه پشتیبانی و منابع انسانی شد
اجتماعی : روایت پرستار NICU از نجات نوزاد ۵۰۰ گرمی تا تلخی از دست دادن یک نوزاد
اخبار ویژه : لارستان افتخار استان فارس و ایران است
اجتماعی : پرستاران لارستان؛ زیر فشار کمبود نیرو و بیتوجهی به حقوق و رفاه
اخبار ویژه : گزارش تصویری | شعر و شاعری به یاد منصور پدرام در لار