
مردهایی از لارستان و روستاها؛ شیعه و سنی که یک داغ، آنها را دور هم جمع کرده. داغی در شبیهترین حالت ممکنش به داغ از دست دادنِ پاره تن….
مردهایی از لارستان و روستاها؛ شیعه و سنی که یک داغ، آنها را دور هم جمع کرده. داغی در شبیهترین حالت ممکنش به داغ از دست دادنِ پاره تن.
به گزارش میلاد لارستان به نقل از خبرگزاری فارس؛ بُهت، خنجر میکشد. سنگ به سنگ. صخره به صخره. و چشم به چشم. تحمل تماشای خونهای ریخته روی سینهکش کوه کَرمُستَج در جانهایمان لبریز شده.
دنبال یک دلیل میگردیم. یک نشانه که دستهای ما را به دستهای خاکیِ یوسف و عامر برساند و در میان انگشتهای گچگرفته دانشآموزیشان گره بزند.
اما همه مسیرهای منتهی به قله را بستهاند و ما ماندهایم و کوهستانی که بر آستانهاش ایستادهایم به تماشای آن بُهتِ عظیم!
پیرمردی که شالش را دور گردن انداخته، این پا و آن پا میکند. نگاههایش عمیق است و توی فکر. انگار دارد با خودش کلنجار میرود برای درک دروغی که هضم کردنش به این آسانیها نیست.
نه صدایی میشنود و نه حتی سر برمیگردانَد. تنها وقتی که باد کوهستان به صورتش میخورد، دستی به محاسن سفیدش میکشد و پوزخندی تلخ بر لبهایش سبز میشود.

لحظه رها شدن
تازه رسیدهام. سوزن هم بخواهم بیندازم، بین جمعیت داغدار جا نیست. از کنار پیرمرد رد میشوم. در آن لحظه اما جدی به نظر میآید و از خود رها شده برای فریاد زدنِ یک حقیقت.
و انسان، وقتی که از بُهتِ دروغِ زمانهاش رها میشود چقدر شکوه دارد و زیباست! آدمیزاد در آن لحظه رهایی، تبدیل میشود به یک کوه پُرقدرت که خداوند امانت ایستادگی را به او سپرد و او هم پذیرفت چون سزاوارش بود.
مردهایی از دو مذهب
توی حیاط مدرسه سیر میکنم. بین نیمکتهای ردیف چیدهشده و حتی آن گوشه و کنارهایش را. جمعی مردانه است از همه مردهایی که دلشان برای خونِ ناحقریخته، آرام و قرار ندارد.
مردهایی از لارستان و روستاها، با دستهای پینهبسته؛ شیعه و سنی که یک داغ، آنها را دور هم جمع کرده. داغی در شبیهترین حالتِ ممکنش به داغِ از دست دادنِ پاره تن.
نگاهشان میکنم. مثل کوههایی کوچک هستند که خودشان را کشیدهاند به حیاط مدرسه تا سدّی شوند در برابر کفتارهای آسمان.

یوسف یعنی بیگناهی
صورتی آفتابسوخته دارد و قلبی به وسعتِ دریا. از معتمدینِ اهل سنت است که فلاسک چایِ شکسته را محکم توی بغل گرفته و از سینهاش جدا نمیکند.
از یوسف میپرسم. از اینکه چه قصهای دارد رفتنش به کوه. و او به روزهایی میرود که برای امروزِ ایران خیلی دور نیست:
پسرها فقط بچهمدرسهای بودند. پنجشنبهها که میشد با عامر راه میافتادند سمتِ کَرمُستَج که بوته کوهی بچینند.
شاید باورتان نشود تا همین دیروز، تنها چیزی که از آسمانِ لارستان میشناختند، تماشای ستارهها بود.
دشمن میگوید ما با مردم عادی کاری نداریم. دروغِ آنها وحشیگریِ صهیونیستها است. پهپادِ جنگیشان دقیقاً روی سرِ دو مرد و دوتا تا نوجوانی بمب ریخت که سلاحشان یک مشت نانِ خشک بود و چند تا کتابِ درسی. گناهشان چه بود؟ چون عاشقِ خاکِ ایران، باید تکهتکه میشدند؟
چقدر طول میکشد؟
هدفِ نظامی؟! چه واژه مضحکی است در دهانِ کفتارها. بیشتر شبیه یک شوخیِ رسانهایِ دستبهدست شده به نظر میآید تا واقعیتی قابل درک.
بندِ پاره کولهپشتیِ یوسف را آورده اند تا از لارستان برسد به چشمِ تاریخ. کولهپشتیِ پسری که معنای نامش نجابت است و بیگناهی. و همکلاسیِ یوسف وقتی که به بند کولهپشتی دست میکشد، بغضش میترکد: چقدر طول میکشد تا خونِ یوسف و عامر گریبانِ این دروغگوها را بگیرد؟
آیا بیدار میشوند؟
قاری شهر بالا آمده. کلامالله را روبهرویش دارد و روی لبهایش آیه «واعتصموا بحبل الله» جاری است. کلماتش را به اسم خداوند و قرآن بدرقه کرده به سوی وجدانهای خوابِ جهان.
از آنها میخواهد که دست بجنبانند برای دیدنِ چهره واقعیِ دشمنی که میگفت دلسوزِ مردمِ ایران است.
یادشان میاندازد که پهپادهای پیشرفته، فرقِ پادگانِ نظامی و دو تا طبیعتگردِ نوجوان را خوب میفهمند؛ این ذاتِ آنهاست که تشنه خونِ بچهمسلمان است.
چشمهایش از درد جانکاه پسرانِ مسجدش نمناک است و کسی نمیداند که آیا این دعوتش، دنیا را بیدار خواهد کرد؟
درد مشترک و نگاهی پدرانه
پدرها هم میآیند. تکبهتک و دستهدسته. خانواده شهدای شیعه شهر هم آمدهاند و از دردِ مشترکشان میگویند.
جمعیت هر لحظه بیشتر از خودش میشود. دستهای شیعه و سنی گره میخورد در هم و از درد مشترک و نگاهِ برادرانهشان برای خونخواهیِ بچهمدرسهایها میگویند.
نقطه وصل
ایستادن نقطه وصلمان میشود برای اتصال. دستش را میگیرم. تلخ میخندد و اشکها توی سفیدی چشمهایش گلولهگلوله میشوند: سالهاست کنار هم توی این خاک، برادرانه زندگی کردیم. حالا خونِ بچههایمان روی یک صخره با هم قاطی شده. انگار صدای نفسنفس زدنِ عامر و یوسف موقع دویدن روی سنگها، یک نفس توی گوشِ من است.
گوشهای تیزی که دروغ را میشنوند
مردها با غرور اشکهایشان را پاک میکنند. مردهایی که هر کدامشان نماینده خانوادهای است با تمام بالا و پایینهایی که زندگی به جان روزهایشان انداخته.
از دغدغه نان تا گرما و شرجی. اما فرق آنها با خیلی از آدمهای فریبخورده جهان یک چیز است؛ و آن اینکه آنها گوشهای تیزی دارند برای شنیدنِ دروغِ بزرگی که چند هزار کیلومتر آنطرفتر ساخته میشود، اما خنجرش روی صخرههای لارستان، سینه کوهنورد را میشکافد!

در انحصار احاطه مردها
وسط جمعیت میایستم. در انحصارِ احاطه مردها. چشمهایم را میبندم و خودم را رها میکنم از شرّ همه رسانههایی که فاصله انداختهاند بین درکِ حق از باطل.
گوشهایم را تیز میکنم. میخواهم تبدیل شوم به آدمی مثل همه این مردها. میخواهم ببینم که آیا گوشهای من هم صدای ریختنِ خونِ بیگناهانِ لارستان را میشنوند یا نه.
و ناگهان، قلبم با تمام توانش تیر میکشد. خودم را میبینم در برابر صخرههای منتهی به قلهای که آن را خونین کردهاند و ما ماندهایم و کوهستانی که بر آستانهاش ایستادهایم به تماشای آن بُهتِ عظیم!
اما این بار، با کولهپشتیهای پارهای که آسمانِ لارستان را پُر کردهاند؛ کولهپشتیهای پارهای که از مدرسههای شهر آمدهاند تا وسط میدان.
ف ۱۱۰
اجتماعی : تأکید فرمانده جدید قرارگاه پلیس راه جنوب فارس بر روانسازی ترافیک و کاهش سوانح جادهای
اخبار ویژه : تجلیل از بانوی کارآفرین لاری در آیین روز صنعت و معدن فارس
اجتماعی : از ترور تا تشییع/ درباره ی نخبه ی گمنام صنایع دفاعی از لارستان؛ عبدالکریم میرزانیا
اجتماعی : تصاویر| بدرقه جانباز بسیجی، مهندس عبدالکریم میرزانیا تا خانه ابدی
اخبار ویژه : آینده آموزش و پرورش از کلاسهای دانشگاه فرهنگیان آغاز میشود
اخبار ویژه : رئیس اداره فرهنگ و ارشاد لارستان نمونه استان فارس شد
اجتماعی : تصاویر| تغییر فرماندهان انتظامی لارستان و پلیس راه جنوب فارس
اخبار ویژه : مالیات سال ۱۴۰۵ نسبت به ۱۴۰۴ افزایش پیدا نکرده است
اخبار ویژه : سطح کیفیت کاروان لارستان در نخستین نمایشگاه اقتصاد گردشگری فارس «ممتاز» شناخته شد
اخبار ویژه : پل روگذر بزرگراهی در سهراهی بستک ـ بندرعباس ـ لارستان احداث میشود
اخبار ویژه : معارفه فرماندهان جدید انتظامی لارستان و قرارگاه پلیس راه جنوب استان فارس
اخبار ویژه : شهرداران و شوراهای اسلامی شهر در خط مقدم بازآفرینی شهری قرار دارند
اخبار ویژه : نائب قهرمانی تیم تکواندو پدیده اورانوس در لیگ منطقه ۶ کشور
اخبار ویژه : اسکایرانرهای لارستان بر فراز قله ۴۳۵۰ متری حوضدال دنا
اخبار ویژه : کاش به جای تاج گل بر مزار پژمان، در زمان حیاتش تبسم تحسین به او هدیه میکردیم
اخبار ویژه : توزیع بستههای لوازم التحریر بین دانشآموزان روستاهای بخش مرکزی و صحرای باغ
اخبار ویژه : لارستانی ها از هر نقطه کشور میتوانند پول مالیات خود را صرف پروژههای منطقه لارستان کنند
اخبار ویژه : برای دیده شدن در لارستان، اول باید غریبه باشی؟
اخبار ویژه : از کریخوانی گلپسرها تا یاد پدران شهید؛ فوتسال پدران در دبستان شاهد فرزاد بنی زمانی لارستان
اجتماعی : طرح بافت تاریخی لارستان تا اوایل آبانماه ابلاغ خواهد شد
اجتماعی : فرمانده جدید انتظامی لارستان: پلیس مطلوب باید اقتدار، عزت و رحمت را همزمان داشته باشد
اخبار ویژه : ضرورت حضور فعال فرماندار در شیراز و تهران
اخبار ویژه : مقدار مصرف آب در لارستان را با شیراز و مناطق شمالی استان مقایسه نکنید
اخبار ویژه : خانه تاریخی محمودی شهر لار میزبان فرهنگدوستان
اخبار ویژه : فرمانده جدید نیروی انتظامی شهرستان منصوب اوز شد
اخبار ویژه : عکس| نمایی از خودنمایی ماه بر فراز شهر لار
اجتماعی : جامعه و ضرورت دیدن امکان ساختن
اجتماعی : «دادرسان آسمانی»؛ روایت صدای دیدهنشده لارستان در جنگ
اخبار ویژه : تصاویر/خادمین راه بهشت؛ یادبود دو خادم آسمانی موکب مردمی لارستان
اخبار ویژه : لارستان و جشن غنچههای سرخ برای کودکان+تصاویر