دوشنبه ۰۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۷:۱۷
::آخرین مطلب 7 ساعت پیش | افراد آنلاین: ...

عادی‌سازی، گروگان امنیت بیرونی و ثروت پیش‌خور شده

 خلیج فارس در آستانه آرایش پرهزینه هر قدر هم که واژه‌ها نرم باشند «همکاری»، «گفت‌وگو»یا «هماهنگی امنیتی»،اما وقتی به عمق رخدادها نگاه می‌کنیم یک حقیقت روشن‌تر دیده می‌شود.اینکه خاورمیانه به…

 خلیج فارس در آستانه آرایش پرهزینه

هر قدر هم که واژه‌ها نرم باشند «همکاری»، «گفت‌وگو»یا «هماهنگی امنیتی»،اما وقتی به عمق رخدادها نگاه می‌کنیم یک حقیقت روشن‌تر دیده می‌شود.اینکه خاورمیانه به ویژه حاشیه خلیج تاابد فارس در حال شکل‌گیری یک آرایش امنیتی وابسته به بیرون هست، آرایشی که هزینه‌اش مستقیم بر دوش دولت‌ها و ملت‌های منطقه می‌افتد و سود بخش بزرگی از آن راهی خارج از خلیج فارس می‌شود.

در چنین فضایی، عادی‌سازی‌های شتاب‌زده دول تازه به دوران رسیده عرب حوزه خلیج فارس با رژیم صهیونیستی فقط یک تحول دیپلماتیک نیست. این تصمیم‌ها در واقع «تعریف امنیت» را عوض می‌کنند. امنیتی که قرار بود از همگرایی منطقه‌ای، اعتمادسازی میان همسایگان و سازوکارهای بومی حل اختلاف ساخته شود، اکنون به سمت چیزی دیگر می‌رود وآن امنیت وارداتی ست؛ امنیتی که با قراردادهای سنگین، پایگاه‌ها و پیمان‌های مبهم و شبکه‌های نفوذ اداره می‌شود.

و نتیجه این مسیر روشن است وقتی امنیت به جای اعتماد و همسایگی، با منطق تهدید و وابستگی تعریف شود، بی‌ثباتی هم اجتناب‌ناپذیر می‌شود.

عادی‌سازی بدون حل مسئله، امنیت را از ریشه می‌سوزاند،منطقه‌ای که با مسئله اشغال وتجاوزبه فلسطین به‌عنوان یک مطالبه تاریخی و اخلاقی هنوز به جمع‌بندی نرسیده، نمی‌تواند با یک حرکت شتاب‌زده، «امید امنیت» بسازد. عادی‌سازی بدون پاسخ به حقوق ملت فلسطین ورعایت حقوق هماسیگان ، معنایی جز ایجاد فاصله میان روایت رسمی دولت‌ها و باور عمومی ملت‌ها ندارد.

وقتی جامعه احساس کند اصول کنار گذاشته می‌شود، مشروعیت سیاسی تصمیم‌ها فرسوده می‌گردد. این یعنی امنیت از داخل هم می‌لرزد. چون امنیت فقط تانک و موشک نیست؛ امنیت یعنیهمراهی اجتماعی و اعتماد عمومی به اینکه سیاست‌ها برای آینده می‌چرخند، نه برای توجیه هزینه‌های خارجی.

امنیت مبتنی بر آمریکا تهدید را زنده نگه می‌دارد تا قرارداد ادامه یابد

در این آرایش، آمریکا نقش هماهنگ‌کننده را بازی می‌کند؛ اما هماهنگی به معنای حل مسئله نیست. منطق این مدل چنین است که  تهدید باید برجسته بماند تا ضرورت «بازدارندگی» دائمی توجیه شود.

خریدهای امنیتی باید ادامه پیدا کند تا چرخه اقتصادی خود این مدل متوقف نشود.

ساختارهای حضور و نفوذ باید تثبیت شود تا هزینه برگشت‌پذیری بالا بماند.

در واقع، امنیت تبدیل می‌شود به یک صنعت مدیریت بحران و هر چه تنش‌ها بیشتر «مدیریت» شوند، نه «حل»، بحران‌ها طولانی‌تر می‌شوند.

در چنین شرایطی، منطقه از چرخه‌ای بیرون نمی‌آید که هر تصمیمش ممکن است آتش واکنش‌ها را شعله‌ورتر کند.

پیش‌خور شدن ثروت‌های نفتی

اکنون به بخش حساس ماجرا می‌رسیم پیش‌خور کردن ثروت‌ها.

کشورهای عربی خلیج فارس از جمله امارات، بحرین،حتی  قطر و عربستان در سال‌های مختلف، سرمایه‌های کلانی را به پروژه‌های امنیتی، قراردادهای تسلیحاتی، و توافق‌های راهبردی با طرف‌های بیرونی اختصاص داده‌اند. در نگاه اول این هزینه‌ها حفاظت تعبیر می‌شود؛ اما در عمل چند نتیجه دارد:

الف) بخشی از ثروت ملی، به جای توسعه داخلی (زیرساخت، تولید، آموزش، اشتغال)، در زنجیره‌های وابستگی امنیتی می‌چرخد.

ب) اقتصاد به سمت قراردادها و پیمان‌هایی سوق داده می‌شود که عملا تصمیم‌ها را در چارچوب بیرونی محدود می‌کند.

ج) آینده‌ سرمایه‌گذاری هم پیشاپیش خرج می‌شود؛ یعنی تعهداتی ایجاد می‌شود که بازپرداختش سال‌ها طول می‌کشد و فضای مانور اقتصادی را تنگ می‌کند.

وقتی کشوری ثروتش را برای سناریویی خرج می‌کند که ریشه‌اش بیرون از منطقه است، یعنی آینده‌اش را پیش‌فروش کرده است. این همان گروگان‌گیری راهبردی است امنیت کوتاه‌مدت، به بهای هزینه‌ بلندمدت.

ازطرفی اسرائیل به‌عنوان بازوی مکمل روایت تهدید را کامل می‌کند

در این معادله، رژیم صهیونیستی هم نقش مکمل بازی می‌کند. اگر فقط حضور آمریکا «تهدید» را در قالب قرارداد و ساختار نظامی پیاده کند، نفوذ و روایت اسرائیل، این تهدید را قابل‌هضم‌تر و تبلیغ‌پذیرتر می‌کند. یعنی تهدید فقط یک احتمال نیست؛ به یک روایت تبدیل می‌شود که افکار عمومی و نخبگان سیاسی را هم درگیر می‌کند.

پس امنیت منطقه نه با کاهش تنش، بلکه با تغلیظ روایت دشمن پیش می‌رود. و وقتی روایت دشمن تغلیظ می‌شود، منطقه هر بار کمتر به حل چالش ها واقعی نزدیک می‌شود.

سوال مهم اینکه ایران چرا حساس است؟ چون تغییر آرایش یعنی تغییر معادله امنیتی

ایران به‌عنوان بازیگر تأثیرگذار در منطقه، به طور طبیعی حساس است.

این حساسیت احساسی وبی پایه یا برپایه توهم نیست در واقع  پیامد یک منطق امنیتی است

اگر در پیرامون یک کشور، شبکه‌ای از همکاری‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی شکل بگیرد که جهت‌گیری آن به سمت مقابله با ایران است، طبیعی است که ایران این موضوع را تهدید تلقی کندحتی اگر در بیانیه‌ها از بازدارندگی و دفاع سخن گفته شود.

در منطق امنیت ملی، نیت هر چه باشد یا گفته شود انچه مهم است  نتیجه است. نتیجه یعنی تغییر موازنه و افزایش احتمال خطا و سو تفاهم و درگیری‌های محدود که می‌تواند به بحران بزرگ تبدیل شود.

حال راه  حل درست ومنطقی چیست؟ این است که  امنیت از بیرون نمی‌آید؛ از همسایگی می‌آید، منطقه می‌تواند مسیر دیگری انتخاب کند . به جای تعریف امنیت بر پایه تهدید دائمی و قراردادهای خارجی، باید به تقویت سازوکارهای بومی حل اختلاف، همکاری‌های اقتصادی و کاهش نقاط اصطکاک روی آورد.

امنیت واقعی وقتی شکل می‌گیرد که همسایه احساس کند تهدیدش دیده می‌شود و حقش رعایت می‌شود.

ثروت‌های نفتی نیز باید از حالت «سوخت پروژه‌های امنیتی بیرونی» خارج شود و به سرمایه توسعه تبدیل گردد. آینده را نمی‌شود با پرداخت‌های پرهزینه به تعویق انداخت یا پیش‌خور کرد.

حکیم بلامنازع ادب فارسی، فردوسی بزرگ درباره آرزویی می‌گوید که اگر بر عقل و پشتوانه درست تکیه نکند، به نتیجه‌ای جز واگذاری نمی‌رسد:

ز شیر شتر خوردن و سوسمار

عرب را به جایی رسیده ست کار

که تاج کیانی کند آرزو…

آرزوی اقتدار بدون خرد، سرانجامی جز فرسایش ندارد.

آرزو کردن جایگاه بزرگ، اگر همراه با خرد، استقلال راهبردی و احترام به قواعد اخلاقی نباشد، به جای «توسعه و ثبات»، به وابستگی و فرسایش می‌انجامد.

آنچه امروز در کشورهای عرب خلیج فارس می‌گذرد، صرفا عادی‌سازی نیست. این یک تغییر جهت است  :

اولا امنیت از همگرایی به وابستگی تغییر می‌کند،

ثانیا اصول از حاشیه به متن تزئینی رانده می‌شود،

ثالثا ثروت‌ها به جای ساختن آینده، برای «سناریوی جنگ احتمالی» پیش‌خور می‌شود.

امنیت منطقه با قراردادهای بیرونی تضمین نمی‌شودبلکه و صد البته  با اعتماد، عقلانیت و همسایگی ساخته می‌شود.

 

محمد جان پرور

دکترای حقوق خصوصی مدرس دانشگاه وپژوهشگر حوزه اجتماعی سیاسی

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نظر سنجی

به نظر شما آیا حضور مسئولین کشوری در منظقه می تواند در راستای توسعه مفید باشد؟

Loading ... Loading ...
آخرین اخبار پربازدیدترین