دُماغ (بيني) دماغش، خرمن بنارو پاك ناكن.… به شخص پرفيس و افاده ميگويند.*** دُماغ، تَوو مَدِه.دماغت را پيچ و تاب مده.با حركات بيني نارضايتي و ناراحتي خود را به ديگران نشان دادن.*** خيلي دُماغ اُشِه.(كنايه از افراد پرتكبر است)… خيلي پرافاده و پرتمنا است.*** آدم دُماغدارياِ.… آدم پرمدعا و پرتكبري…
گور (قبر) گور اَپَئه گور اَكَنِن وَسوئِه آباديدر مخالفت با تنهايي و انزواطلبي افراد گفته ميشود .يعني انسان بايد اجتماعي زندگي كند.*** گور و گور تَه تِك بِكِت (نفريني است)نفريني است براي افراد بد و شرور كه باعث آوارگي و بيخانماني ديگران شدهاند.يعني تو را از اين گور به آن…
بيبي در اين شماره به كلمه لو (صورت) اشاره ميكند كه چه كاربردهايي دارد.لو گُت… پررو معادل كسي كه با ديگري بدون رودربايستي حرف ميزند.معادل فارسي: رو كه نيست، سنگ پاي قزوينه.*** لو بُلَك … پررو*** لوش شو بُلده… كنايه از كمرويي شخص است.*** لو اُشني… روي آمدن را ندارد…
امروز بيبي در ادامه جايگاه و كاربرد قسمتهاي مختلف بدن در ضربالمثلها، اصطلاحات و كنايات لاري باز هم با شما سخن ميگويد. گُش (گوش) گُش شَه لوئِه مِخِه.گوش وايسادن.*** گُشُم كِرْم بِزِن (اصطلاحي است)… كنايه از وقتي است كه چيزي را نشنيده ولي طرف مقابل باور نكند.*** گُشْ مَه دِرا…
بيبي صفاتي را كه براي «دل» در دستور زبان لاري به كار برده شده به شما آموزش ميدهد كه البته تحقيق بيشتر براي ادامه اين كار را به شما علاقهمندان واگذار ميكند . دِل خَش:آدم دل خوش – دلشاددِل تِرَك:دلتنگ شدن بر اثر تنها ماندن زياد در خانه و يا…
در ادامه معرفي ضربالمثلها و اصطلاحات و كنايات لاري كه در آنها حيوانات از جايگاه ويژهاي برخوردار بودند مثل اسب، گاو، سگ، گنجشك، خر، مار، گربه و… كه قبلاً بيبي به آنها اشاره كرده بود امروز از «شير» اين سلطان پرآوازه حيوانات جنگلي ميگويد. شير بِبِش دِلاور، سُخَن بگو اَبرابريعني…
بيبي در ادامه معرفي اسامي جانوران و حشرات به زبان لاري، تعداد ديگري از اونارو در اين شماره به شما آموزش ميده شايد مورد استفاده علاقهمندان قرار بگيره. لِچ:مارمولكبَكو:قورباغهگربه صحروويكرم پشم آلودهاي كه در اوايل بهار در مزارع ديده ميشود. (گربه نوروزي)نيتَك:نوزاد شپشاِش:شپشچيكَلو:جوجه مرغاُشتر:شترسُرخُنگَلو:نوزاد گنجشك كه تازه از تخم خارج…
پول، اَباره خَرهپول بار خر است.… وقتي كه فرد بياصل، پولدار شود يا فرد بيلياقتي به مقامي برسد.*** پولُش از پارو اَبَرا اَچِداييپولش از پارو بالا ميرود (با پارو پول جمع كردن)… كنايه از اين است كه بسيار پولدار و ثروتمند است.*** پول مَه چو وَكوريپول من به كوري رفت.……
بيبي از حرف «و» در بعضي از كلمات و اصطلاحات لاري با معاني آنها ميگويد و يك شِلنِگي: خيلي سريعو تُفتَك: براي جاسوسي و چشم و گوش آب دادنو تَلَمَرگي: با زحمت زياد و در حال ناتوانيوَ پَنَتَه:به بهانهوَهيله:به موقع است، وقتش رسيدهوَ چَشكنيك:از روي چشم هم چشميوَگذارمونه مرگ:ضعيف – لاغر…
گاهي در صحبتهاي بيبي تشبيهات جالبي است كه شنيدن اونا براي من تازگي داره و بيشتر در مورد اعضاي بدن و اندامهاست. در اينجا به تعدادي از اين تشبيهات اشاره ميكنيم تا مقدمه يا انگيزهاي باشه براي علاقهمندان به فرهنگ و ادب لارستان كهن كه به دنبال تحقيق و جمعآوري…