اين بار بيبي بدون هيچ مقدمهاي تعدادي از حيوانات و حشرات را به زبان لاري به شما معرفي كرده تا با اسامي لاري و فارسي اونا آشنا بشين و به فرهنگ لغات خودتون اضافه كنين. حفظ كردنش ضرري نداره! گِرَهمورچه ريز و زرد و سياه** خايَهگير (خواجه گير)عنكبوت** مَيگوملخ** شَوپَرَكخفاش**…
در ادامه كلاس خصوصي و رايگان آموزش واژههاي اصيل لاري، بيبي تصميم داره اونارو به جووناي غير بومي و علاقه مند به يادگيري زبان شيرين لاري، هديه بده تا وقتي كه خواستن به شهرشون برگردن لااقل، چند كلمهاي لاري هم ياد گرفته باشن و دستشون از اين نظر، پر باشه…
بيبي، در شمارههاي قبل چندين واژه اصيل لاري را در كلاس درس خصوصي و رايگان خود، به جووناي علاقهمند غريبه كه در لار ساكن هستند آموزش داد و خيلي مايل است كه بتونه اين درس و براي اونا، ادامه بده. در اين شماره نيز به چند واژه لاري با معادل…
سگ سگ وَ گِلَه اِ كه سُردو مَلو وابُدِه، سُردو وَگِلّه اِ كه سَگ مَلو وابُدِه.سگ گلهمند است كه آشغال رويم ريخته شده و كثيف شدهام، آشغال گلهمند است كه سگ آمده و مرا به هم ريخته است.(دست پيش گرفته كه پس نيفته)*** سگ دما هم سلامُش اَوي كِردَه.سگ داماد…
● « بَل » واژه اي است به معني خاك ، در گويش لاري كاربردهايي در اصطلاحات و كنايات و اسم ها دارد از جمله :دركنايات و ضرب المثل ها :◄ بَل اَ ديوار اُشك ناگره (خاك به ديوار خشك نميچسبد)كنايه از اين كه : اين تهمت ها به ما…
شپش (اِش و لِشْك و نيتَك) در اين بخش بيبي از شپش ميگويد كه درزمانهاي نه چندان دور به دليل كمبود آب، وجود حمامهاي عمومي، عدم رعايت بهداشت و نظافت فردي بخصوص سر و موها، شپش به عنوان انگل و جانوري مزاحم، در سرها، لباسها، لحاف و تشكها و بخصوص…
«گربه» درد اَدِل يخ اَني گربه اَمطبخ اَنيبعضي از افراد ميبايست بعضي از حوادث تحمل كنند و بعضي فراد نيز بايد جايگاه خود را بشناسند.*** گربه پائه شَل اُشنيگربه، پاي رفتن در گل و لاي ندارد.كنايه از شخص بيهنر است.*** گوشت سه چورَك، گربه هم سه چورك؟كنايه از دروغ گفتن…
جايگاه «دختر» در ضربالمثلها و كنايات و اصطلاحات لاري نيز از زبان بيبي شنيدني است كه چقدر براي دختران اهميت قائل بودهاند و چقدر كاربرد داشته است. شما هم بخوانيد كه بيبي، از كلمه دُت (دختر) در ضربالمثلها، كنايات و اصطلاحات لاري ميگويد. دُتْ اَگو: سه رُزْ مَه دَر مَبَئي،خو،…
مَه خِرِنجي واگِشتهمنتظر است كه خشم و عصبانيت خود را نسبت به من نشان دهد.*** گيزير اُشّبارِهسخت بهانهگير شده (ماه گرفتگي را گزير گويند)*** اَخو واچوخجل و شرمنده شد، از خجالت آب شد.*** سِرَم اَلَمبير مَدِهمرا سرندوان (كسي را از سر خود واكردن و به دنبال كار ديگر فرستادن)*** لُنجْ…
بيجي (گنجشك)در ادبيات شفاهي هر جامعه اين موارد نشان دهنده عميقترين انديشهها، احساسات و واقعيات آن جامعه است و در جامعه ما لارستان نيز با توجه به اين كه تحقيقات كمي در اين زمينه انجام گرفته خوب است جووناي باذوق و اهل فن، در پژوهشهاي موضوعي خود، اين گونه موارد…