سه شنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۴:۵۷ق.ظ
::آخرین مطلب 21 ساعت پیش | افراد آنلاین: 0

شهیدجعفری نژادان و انتظاری 32 ساله…

« روزی از مدرسه به خانه آمدم. معلّم ورزشمان گفته بود که آیه یا حدیثی در مورد ورزش پیدا کنید و بیاورید. از مسعود سؤال کردم. در جواب گفت: وقتی…

« روزی از مدرسه به خانه آمدم. معلّم ورزشمان گفته بود که آیه یا حدیثی در مورد ورزش پیدا کنید و بیاورید. از مسعود سؤال کردم. در جواب گفت: وقتی دعای کمیل می خوانی توجه می کنی معنی اش چیست؟ اگر به معنی اش توجه کنی آیه یارَبِّ قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی را می بینی. »

 

شهید مسعود جعفری نژادان
نام: مسعود
نام خانوادگی: جعفری نژادان
نام پدر: رحمت الله
تاریخ تولد: ۱۳۴۳
میزان تحصیلات: اول دبیرستان
تاریخ شهادت: ۲۴/۰۴/۱۳۶۴
محل شهادت: اشنویه(عراق)
نام عملیات: پدافندی

هنگام تولّد بنا به رسم و عادت و عشق به معبود، وجودش را با نوای اذان و اقامه آمیخته و او را به پاس مَقدَمِ مبارکش مسعود نام نهادند. مسعود سومین فرزند خانواده بود و پس از طی کردن دوران کودکی وارد دبستان کمیل شد. دوره راهنمایی را در مدرسه فارابی گذراند و پس از آن وارد دبیرستان قدس شد.

« از همان اوایل کودکی از جرأت و جسارت خوبی برخوردار بود و دارای اخلاقی نیکو و پسندیده بود. در مراسم عزاداری امام حسین (علیه السلام) شرکت فعّال داشت. صدای خوبی برای قرائت قرآن داشت و مکبّر مسجد ولیّ عصر (عجل الله تعالی فرجه) بود.» (خاطرات خانواده)

با تشکیل پایگاههای مقاومت بسیج در مساجد به عضویت پایگاه مقاومت شهید اسلام پناه درآمد و مشغول فعالیت شد. او هر شب بعد از نماز به زورخانه می رفت و به ورزش باستانی مشغول شد. تحصیلات خود را تا سال اول دبیرستان در رشته علوم انسانی ادامه داد و پس از آن داوطلبانه لباس مقدّس سربازی را به تن کرد. پس از گذراندن دوره آموزشی در کرمان به تهران اعزام شد و دوره نیروهای مخصوص(تکاوری) تیپ دوم لشکر ۲۳ را طی کرد. پس از انتقال به کردستان در پایگاه های سروین چاوه،گرگول و پسوه مشغول انجام وظیفه شد.

« در شرایط بسیار سختی در مناطق جنگی فعالیت می کرد به طوری که بسیاری از مواقع در سرمای زمستان نمی توانستند مواد غذایی به آنها برسانند.» تا اینکه پس از هیجده ماه خدمت سربازی در بیست و چهارم تیرماه سال ۶۴ داوطلب شرکت در حمله می شود.

« … قرار بود به پایگاه عراقیها که در دل کوه بود حمله کنیم. از منطقه لولان پیشروی کردیم. از یک رودخانه گذشتیم و از سینه کش کوه به پایگاه نزدیک شدیم. قرار بود توپخانه «آتش تهیه» بریزد تا ما بتوانیم به پایگاه نزدیک شویم. همین طور هم شد و پایگاه را گرفتیم اما هلی کوپترهای عراقی پاتک زدند و مجبور به عقب نشینی شدیم. هوا روشن می شد. ما دیرتر برگشتیم. مسعود و بچه های دیگر پشت صخره ای نشسته بودند، گفتم: مسعود باید عقب نشینی کنیم. دیدم طنابی به رانش بسته است گفتم: مسعود چه شده؟ گفت: چیزی نیست. می توانم بیایم. بین این صخره و صخره پایین تر رسیدیم. از رودخانه هم عبور کردیم اما از مسعود خبری نبود. به پایگاه که برگشتیم چند نفر از بچه های رشت و تهران می گفتند که مسعود از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته. دو شب بعد قرار شد دوباره حمله کنیم و امید داشتیم که مسعود را پیدا کنیم اما حمله لو رفته بود. »(محمد علی عبقری ، همرزم شهید)

و خانواده اش هنوز منتظرند تا پیکر پاکش را در آغوش گیرند.

« روزی از مدرسه به خانه آمدم. معلّم ورزشمان گفته بود که آیه یا حدیثی در مورد ورزش پیدا کنید و بیاورید. از مسعود سؤال کردم. در جواب گفت: وقتی دعای کمیل می خوانی توجه می کنی معنی اش چیست؟ اگر به معنی اش توجه کنی آیه یارَبِّ قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی را می بینی. »

نوشته شده در تاریخ:پنج شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۳ق.ظ

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نظر سنجی

به نظر شما مهمترین موضوع در راستای توسعه اقتصادی اجتماعی منطقه گدام می باشد؟

Loading ... Loading ...
آخرین اخبار پربازدیدترین