بباجی به فیلم مختار علاقه عجیبی پیدا کرده است . می گوید زمان ما فیلم نبود ولی بعد از ماه های محرم وصفر در بعضی از حسینیه ها روضه مختار می خواندند وما زیر منبر می نشستیم وگوش به روضه می دادیم و از شجاعت مختار و نحوه خونخواهی پسر…
وقتي كه در قديم گندم يا جو ميكاشتيم منتظر رحمت الهي بوديم و اهالي جمع ميشديم و به كوه قدمگاه علي ميرفتيم و پسر مشتي صفر علي بابا اين شعر را ميخواند و مردم جواب ميدادند:گو۱ سيه پس چاهافتاده در كف راهبراي وقّة۲ كاه۳ يارب بده تو بارون۴ آنقدر نيتها…
بباجی در ماه محرم وصفر بعد از اینکه از سینه زنی قدیم لارستان و سردستگه ها و محل ختم برای ما تعریف کرده بود از یک موضوع دیگر برایمان می گوید و آن پخت امام حسین ( ع ) است که اظهار می کند کار مناسبی است ولی متاسفانه مدتی…
چشمانش بسته بود . نفسهاي آخرش را ميكشيد . دستانش به سردي مي گراييد و به رخسارش رنگي نمانده بود. مادر قرآن ميخواند . پدر ذكر ميگفت و من نگاهش ميكردم. ظهر بود ، ظهر روز عاشورا . نوايي بلند شد : بسته ام نذر كه عمري ز غمت گريه…
چشمهايي پر از اشك، دلي پرخون و دستاني لرزان داشت. دستش اگر ميلرزيد نه به خاطر جسم ناتوانش بود او ديگر نميتوانست مثل هر سال، براي حسين سينه بزند. بباجي را ميگويم،او سردستهي سينهزنان محلهمان بود وقتي سوار بر صندلي چرخدارش ميكردم و وسط دسته سينهزنان آرام،آرام ميبردمش دلش ميگرفت…
صدای یا حسین یا حسین بچه ها از زیر کُنار مسجد علی واقع در کوی گاله از یک طرف شهر واز طرف دیگر از کِنار برکه آرد فروشان طنین انداز این است که سینه زن حیدری ونعمتی به راه افتاده است . بباجی نگران این است که دو دسته بزرگ…
بباجی در این هفته از زیباترین و با نظم ترین سینه زنی برایمان تعریف میکند . او اصرار دارد همانطور که امام خمینی ( ره ) فرمود باید سینه زنی سنتی در تمامی نقاط حفظ شود، سینه زنی سنتی لاري که در نوع خود بی نظیر است، به نحو مطلوب…
بهباجی این هفته از وسایل ساده وقدیمی برایمان تعریف می کند که مردم قدیم با چه مشقت و زحمتی زندگی خود را اداره می کردند . نه از برق خبری بود نه از آب و گاز و نه وسایل های مدرن امروزی! این وسیله ساده در اکثر خانه های قدیمی…
بهباجي نسبت به فارسي صحبت كردن بچه ها خيلي حساسه . اون ميگه : نميدونم دليل اين كارتون چيه ؟ ميگم: ميخوايم با اين كار درست حرف زدن به بچه ها ياد بديم تا در مدرسه با مشكلي مواجه نشن . ميگه: اينا همش بهانه است مگه ما با پدر…
چه با نظم است این درخت فسیل؛ بباجی می گفت به منزله عمه انسان تلقی می شود به قول بباجی همه چیز موسم خودش فرا می رسد این انسان است که قدر لحظه هارا نمی داند و باقی نمی ماند. بنا به عادت هرساله چند کیلویی خرما خریدیم که در…