سه شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲:۴۸ب.ظ
::آخرین مطلب 4 ساعت پیش | افراد آنلاین: 3

خرماپزان لار؛ از بادبزن حصیری تا کولرهای دق‌کرده!

  تابستان که از راه می‌رسد، برای خیلی‌ها فصل سفر، میوه‌های رنگارنگ و خاطرات شیرین است؛ اما برای ما لارستانی‌ها، تابستان معنای دیگری هم دارد؛ فصلی که در زبان مردم…

 

تابستان که از راه می‌رسد، برای خیلی‌ها فصل سفر، میوه‌های رنگارنگ و خاطرات شیرین است؛ اما برای ما لارستانی‌ها، تابستان معنای دیگری هم دارد؛ فصلی که در زبان مردم قدیم به آن «خرماپزان» می‌گفتند. فصلی که آفتابش نه فقط می‌تابد، بلکه گویی تصمیم گرفته است تمام توان خود را به رخ زمین بکشد!

یادش بخیر آن روزگارانی که خبری از کولر و تجهیزات امروزی نبود. بی‌بی خدابیامرزم پاچه شلوارش را بالا می‌زد، کنار حوض می‌نشست و با همان بادبزن حصیری ساده، خودش را مهمان نسیم مصنوعی دست‌های خویش می‌کرد. بباجی هم دو هندوانه درشت می‌خرید و با وسواس داخل حوض می‌انداخت تا آب خنک حوض، آن را برای عصر آماده کند. بعد از غروب، اهل خانه دور همان هندوانه‌ها جمع می‌شدند؛ قاچ‌های سرخ و شیرین، لبخندها را مهمان می‌کرد و خنکای آن، گرمای روز را از یادها می‌برد.

آن روزها امکانات کمتر بود، اما دل‌ها شاید خنک‌تر بود.

اما امروز حکایت دیگری داریم. کولرها آمده‌اند تا ناجی تابستان‌های لار باشند، اما گاهی خودشان به «مایه دق» تبدیل می‌شوند! چند ساعتی که با هزار امید و انتظار کار می‌کنند، ناگهان تصمیم می‌گیرند استراحت کنند؛ البته نه به انتخاب خودشان، بلکه به لطف برنامه‌های شرکت برق.

کولر خاموش می‌شود، اتاق آرام‌آرام رنگ کوره به خود می‌گیرد و اهل خانه چشم به راه بازگشت برق می‌مانند. وقتی بالاخره جریان برق برقرار می‌شود، تازه کولر باید با تمام توان تلاش کند تا گرمای انباشته‌شده را شکست دهد؛ اما هنوز خانه نفسی تازه نکرده که نوبت خاموشی بعدی از راه می‌رسد. و این چرخه ادامه دارد؛ همان حکایت معروف: همان آش و همان کاسه!

گاهی با خود فکر می‌کنم خوشا به حال دوستانی که در مناطق خوش‌آب‌وهوا زندگی می‌کنند؛ همان جاهایی که چه کولر باشد و چه نباشد، چه برق باشد و چه نباشد، طبیعت خودش لطف می‌کند و آدمی را مهمان آرامش می‌سازد. آنها تابستان را تماشا می‌کنند، اما ما لارستانی‌ها گاهی باید با آن مبارزه کنیم!

البته جای شکرش باقی است که لار عزیزمان، نامش در میان گرم‌ترین شهرهای جهان شنیده می‌شود؛ افتخاری که البته ای کاش فقط در فهرست گرما نصیبمان نمی‌شد و سهم ما از توجه و برنامه‌ریزی هم به همان اندازه پررنگ بود.

لارستان در بسیاری از زمینه‌ها ظرفیت‌های بزرگی دارد؛ مردمی پرتلاش، پیشینه‌ای تاریخی و سرمایه‌های انسانی ارزشمند. اما گاهی این سؤال به ذهن می‌رسد که چرا در تقسیم برخی امکانات و توجه‌ها، سهم ما آن‌گونه که شایسته است دیده نمی‌شود؟ چرا گاهی باید برای بدیهی‌ترین نیازها، منتظر باشیم تا شاید نسیمی از تصمیمات بهتر به سمت ما بوزد؟

باشد که این نوشته به گوش مسئولان دلسوز برسد؛ شاید راهی پیدا شود که حداقل دو ساعت خاموشی‌های طاقت‌فرسا، اندکی کوتاه‌تر شود تا خانه‌های مردم، کمتر شبیه کوره‌های تابستانی شود.

و در پایان، همان ضرب‌المثل قدیمی را یادآوری می‌کنم:

«از کوزه همان برون تراود که در اوست.»

امید که کوزه تصمیم‌گیری‌ها، روزی سرشار از آب تدبیر، عدالت و توجه به همه نقاط کشور باشد.


نگارنده: حمیدرضا پریدار

ف ۱۱۰

 

نوشته شده در تاریخ:دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱:۰۸ب٫ظ

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نظر سنجی

به نظر شما آیا حضور مسئولین کشوری در منظقه می تواند در راستای توسعه مفید باشد؟

Loading ... Loading ...
آخرین اخبار پربازدیدترین