پنج شنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱:۴۳ب.ظ
::آخرین مطلب 12 دقیقه پیش | افراد آنلاین: 2

زیرساخت های فکری و فرهنگی گردشگری در مردم لارستان

ابوذر سوری از کارشناسان ارشد مدیریت و برنامه ریزی گردشگری با تهیه مقاله ای زیرساخت های فکری و فرهنگی گردشگری در مردم لارستان را مورد بررسی قرار داده است. به…

ابوذر سوری از کارشناسان ارشد مدیریت و برنامه ریزی گردشگری با تهیه مقاله ای زیرساخت های فکری و فرهنگی گردشگری در مردم لارستان را مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش میلاد لارستان، ابوذر سوری از کارشناسان ارشد مدیریت و برنامه ریزی گردشگری با تهیه مقاله ای زیرساخت های فکری و فرهنگی گردشگری در مردم لارستان را مورد بررسی قرار داده است که در زیر متن ارسالی را می خوانیم:

 

همه ما در نطق و صحبتهای خود از واژه پرطمطراق گردشگری و لزوم توسعه این صنعت استفاده کردیم و معتقدیم باید زیرساخت های فیزیکی مثل جاذبه های تاریخی و طبیعی، هتل، اماکن تفریحی و غیره و غیره فراهم شود تا بتوان گردشگر جذب کرد. اما متاسفانه از پیش نیاز این قضیه غافل مانده ایم. ایجاد زیرساخت های فکری و فرهنگی. این نوع زیرساخت هم برای میزبان(جامعه مقصد) و هم میهمان(گردشگر) صدق می کند. حالا هر کدام را خلاصه توضیح می دهیم.

اول میهمان(گردشگر)؛

باید به نحوی با مقصد، جاذبه های آن، فرهنگ، مردم و… آشنا باشد. حالا چطوری؟ میزبان باید خودش را معرفی کند که در دنیای امروز به آن تبلیغات و بازاریابی گفته می شود. در واقع این نوع زیرساخت برای میهمان عامل و انگیزه ای برای سفر و دیدن جامعه مقصد می شود. متاسفانه در لارستان این کارها به صورت چریکی و غیرهدفمند فقط ایام عید نوروز انجام می شود و با تبلیغ مهوه و ماهی موتو(ساردین) و کباب کنجه و قلعه ننه نادر(!) و قیصریه و باغ نشاط پرونده آن بسته می شود تا عید سال بعد.

حالا میهمان به چه شکل وقت کند در شلوغی های ایام عید تمام تبلیغات را ببیند و آیا ما آن قدر قوی کار می کنیم که دیده شویم، بحثی مفصل و تخصصی است که در این نوشتار نمی گنجد. هر چند احتمالا جواب آن را خودتان می دانید.

البته میهمان هم باید با مطالعه و جستجو در منابع مختلف با مقاصد، فرهنگ و نحوه تعامل با جامعه میزبان آشنا شود که این قضیه یک بحث دیگر است و به ویژگی های شخصیتی هر گردشگر بر می گردد و خیلی موضوعیتی با این نوشتار ندارد.

برمی گردیم به ایجاد زیر ساخت فکری و فرهنگی برای میزبان(جامعه مقصد)؛

مهمترین قضیه فرهنگ سازی و ایجاد آگاهی بین تمام افراد جامعه در مورد موضوعات مرتبط با صنعت گردشگریه که آنها را آماده پذیرش و رویارویی با گردشگر کند. اینکه هنوز خودمان نمی دانیم چه چیزهایی داریم، کجا واقع شدن، تاریخ و داستانش چیه یا مثلا می رویم روی در و دیوار سفید شده برج ننه نادر الفاظ نامناسب می نویسیم و ترقه می زنیم، با لاستیک موتورهامون کف زمین بدون نیاز به پرگار دایره می کشیم، با کلید بر روی در و دیوار باغ نشاط و حمامش خط می کشیم و یادگاری می نویسیم، ماشین ها را داخل کاروانسراهای نو و گلشن پارک می کنیم، دم غروب دیوارهای بی جان قلعه اژدهاپیکر می شود پاتوق و قس علی هذا؛ نشان می دهد که خیلی در بحث فرهنگ سازی عقب افتاده ایم یا به عبارتی اصلا در این زمینه کار اصولی انجام نداده ایم و خیلی مانده تا برسیم به آنجایی که باید باشیم!

یا مثلا فکر می کنیم که فقط شهر ما باید مقصد و قطب(؟؟؟!)گردشگری شود. هر چند این یک مورد را نمی شود خیلی به مردم خرده گرفت و می بایست متخصصین(البته اگه مسئولین بزارن و بخوان) کار بیایند و بگویند به جای تک مقصد، ما باید مسیر جدید گردشگری واسه گردشگر معرفی کنیم که انگیزه و جذابیت بیشتری داشته باشد تا گردشگر پول و وقت خود را صرف کند و این مناطق را ببیند.

یا خودمان را با شیراز و اصفهان و تهران مقایسه می کنیم که قیاس مع الفارقی است. کاش کمی منصف بودیم و پایتخت سلسله های مختلف رو با خودمان مقایسه نمی کردیم. حالا اگر شهری مثل یزد را مثال بزنیم، خیلی جای دوری نرفتیم چون هم از لحاظ بافت شهری و هم تا حدودی فرهنگ و مذهب شبیه به هم هستیم ولی به یاد داشته باشیم اگر یزد شده یزد و یکی از سه ضلع مثلث طلایی گردشگری ایران در کنار اصفهان و شیراز قرار گرفته، به خاطر همکاری مردم و مسئولان باهم بوده، نه اینکه مردم بخواهند بشینند و از بیرون گود و بگویند لنگش کن! منکر کم کاری و منفعل بودن مسئولین شهرمان نمی شویم اما ما برای آثار تاریخی شهرمان چه کاری کرده ایم؟ وقتی دیدیم دیوار آثار تاریخی شهرمون ترک دارد، آیا پطروس وار دستمان را گذاشتیم روی ترک که نریزد یا فقط دیدیم و دیدیم و دیدیم و بعضی وقتها گفتیم و گفتیم و گفتیم، دریغ از یک ذره عمل!! بخواهیم منصف باشیم بعضی مواقع اینقدرمسئولین هم سنگای بزرگ و کوچک انداختن جلو بعضی از ماها که پشیمان شدیم و عطای این کارا رو به لقاش بخشیدیم…

یا اینکه اصلا نمی دانیم با خودمان چند چندیم! کجای کاریم! وارد چرخه مقصد گردشگری شدیم یا نه؟ بازار هدف را مشخص کردیم یا نه؟ اصلا برنامه جامع گردشگری داریم که بخواد نقشه راه باشد یا نه؟ و کلی سوالای دیگر می توانید کنار هم ردیف کنید.

خلاصه تا وقتی که ذهن و دیدگاه خو را در جهت یک موضوع مشخص متمرکز نکرده باشیم، نباید انتظار تغییر و بهبود اوضاع را داشته باشیم، تا وقتی لقلقه زبان ما تبدیل به دغدغه نشوند، انتظار پیشرفت، انتظار گزافیه!

پانوشت: به شرط حیات در قسمت دوم این گفتار سعی می کنیم طرح و ایده هایی که می تواند به ایجاد زیرساخت های فکری و فرهنگی در بحث گردشگری کمک کند، اشاره کنیم. طرحایی که انجام شده، در حال انجام است یا قرار است در شهر لار انجام شود.

نگارنده: ابوذر سوری؛ کارشناس ارشد مدیریت و برنامه ریزی گردشگری

ف ۱۱۰

 

نوشته شده در تاریخ:دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۷:۰۸ب.ظ

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نظر سنجی

به نظر شما مهمترین موضوع در راستای توسعه اقتصادی اجتماعی منطقه گدام می باشد؟

Loading ... Loading ...
آخرین اخبار پربازدیدترین