سه شنبه ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۱۱ق.ظ
::آخرین مطلب 4 ساعت پیش | افراد آنلاین: ...

تأملات و پرسش‌های شخصی من: معمای پایداری جمهوری اسلامی ایران پس از آغاز جنگ

  یاداشت : دکتر رستم روان‌بخش: حدود ده روز پس از آغاز جنگ، مهم‌ترین پرسشی که در ذهنم شکل گرفت این بود: چرا جمهوری اسلامی باقی ماند و آمریکا و…

 

یاداشت : دکتر رستم روان‌بخش:

حدود ده روز پس از آغاز جنگ، مهم‌ترین پرسشی که در ذهنم شکل گرفت این بود: چرا جمهوری اسلامی باقی ماند و آمریکا و اسرائیل نتوانستند به مهم‌ترین هدف خود، یعنی تغییر حکومت و تسلط بر ایران، دست یابند؟
از آن زمان، این پرسش روزبه‌روز برایم برجسته‌تر شد؛ تا جایی که بسیاری از مباحثی که در گروه‌ها، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شد، مانند قطع اینترنت، پیامدهای اینترنت پرو، سرانجام محاصره‌ی دریایی، یا نقش و اهداف انگلیس و فرانسه در تنگه‌ی هرمز، در پرتو آن پرسش، برایم اهمیت کمتری پیدا کرد.

تلاش کردم این پرسش اصلی را به مجموعه‌ای از پرسش‌های فرعی تبدیل کنم. شما هم می‌توانید این لیست را افزایش دهید یا از اساس پرسش‌های دیگری مطرح کنید.

پرسش‌های کلان نظری:

•    چه عواملی سبب می‌شود نظام‌های سیاسی، حتی در شرایط فرسایش مشروعیت و بحران‌های انباشته، همچنان ظرفیت بقا و بازتولید داشته باشند؟
•    آیا نظریه‌های کلاسیک فروپاشی دولت و انقلاب‌های سیاسی، قدرت تبیین‌کنندگی لازم برای تحلیل وضعیت ایران معاصر را ندارند و نیازمند بازنگری مفهومی هستند؟
•    نسبت میان «نارضایتی اجتماعی» و «آمادگی برای براندازی سیاسی» چگونه باید بازاندیشی شود؟
•    آیا می‌توان میان «فرسایش سرمایه اجتماعی» و «فقدان ظرفیت بسیج انقلابی» تمایز قائل شد؟
•    مرز تحلیلی میان «بحران مشروعیت» و «فروپاشی اقتدار مؤثر» چیست و چگونه می‌توان این دو را در عمل از یکدیگر تفکیک کرد؟

پرسش‌های مربوط به جامعه و افکار عمومی:

•    چه عواملی (اعم از محاسبات عقلانی، موانع ساختاری یا ارزش‌های فرهنگی) سبب شد تا بخش بزرگی از جامعه‌ی ناراضی، از مرحله «نقد وضع موجود» به مرحله «کنش انقلابی» یا حمایت از مداخله خارجی گذار نکند؟
•    چه عوامل فرهنگی، تاریخی یا روان‌شناختی موجب می‌شود جامعه در شرایط تهدید خارجی، حتی با وجود نارضایتی داخلی، به سمت انسجام نسبی حرکت کند؟
•    نقش حافظه‌ی تاریخی ایرانیان درباره جنگ، تجزیه، مداخله خارجی و بی‌ثباتی سیاسی در رفتار جمعی اخیر چه بوده است؟
•    ترس از «سناریوی سوری/لیبیایی» (فروپاشی دولت و جنگ داخلی) تا چه حد به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر شورش‌های فراگیر عمل کرده است؟
•    چگونه می‌توان شکاف میان «میل به اعتراض» در سطح فردی و «آمادگی برای پذیرش هزینه‌های جمعی انقلاب» را به لحاظ جامعه‌شناختی و روان‌شناختی تبیین کرد؟
•    رابطه میان موقعیت طبقه متوسط شهری، تمایلات اعتراضی آن، و گرایش هم‌زمان آن به «محافظه‌کاری امنیتی» در شرایط بحرانی چگونه تحلیل می‌شود؟
•    آیا جامعه ایران وارد نوعی «سیاست بقا» شده است که در آن ثبات حداقلی بر تغییر رادیکال ترجیح داده می‌شود؟

پرسش‌های مربوط به دولت و ساختار قدرت:

•    کدام مولفه‌های نهادی (مانند ظرفیت‌های امنیتی، ایدئولوژیک، سازمانی و بوروکراتیک) در مقاومت جمهوری اسلامی در برابر فروپاشی نقش تعیین‌کننده ایفا کرده‌اند؟
•    نقش شبکه‌های رسمی و غیررسمی قدرت در «تاب‌آوری» ساختار سیاسی ایران چه بوده است؟
•    آیا جمهوری اسلامی را باید صرفاً یک دولت سیاسی دانست یا نوعی «نظم اجتماعی-ایدئولوژیک» که در لایه‌های مختلف جامعه ریشه دارد؟
•    سازوکارهای حفظ انسجام در نهادهای نظامی و امنیتی (مانند سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی) تحت فشار حداکثری داخلی و خارجی کدامند؟
•    چرا پروژه هم‌زمانِ فشار خارجی، نارضایتی داخلی و تحرکات مرزی، به فروپاشی سریع منجر نشد؟
•    نقش بوروکراسی، شبکه‌های اقتصادی وابسته به قدرت، و ساختارهای محلی قدرت در تثبیت و حفظ ثبات سیاسی نظام چه بوده است؟

پرسش‌های مربوط به رسانه و شناخت سیاسی:

•    چرا بخش مهمی از تحلیل‌های رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی درباره فروپاشی قریب‌الوقوع با واقعیت منطبق نشد؟
•    آیا نوعی «حباب شناختی» در میان تحلیل‌گران سیاسی، رسانه‌های اپوزیسیون یا حتی دانشگاهیان شکل گرفته بود؟
•    نقش الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی در تولید تصور اغراق‌آمیز از آمادگی جامعه برای انقلاب چه بوده است؟
•    چگونه می‌توان اثر «اتاق پژواک» در تحلیل تحولات سیاسی ایران را مطالعه کرد؟
•    آیا برآوردهای خارجی از وضعیت ایران بیش از حد متکی به داده‌های رسانه‌ای و فضای مجازی بوده‌اند؟

 

پرسش‌های مربوط به فناوری، جنگ و قدرت:

•    چرا برتری فناورانه و نظامی لزوماً به موفقیت در تغییر رژیم سیاسی منجر نشد؟
•    محدودیت‌های قدرت نظامی پیشرفته در مواجهه با ساختارهای پیچیده اجتماعی و سیاسی چیست؟
•    نسبت میان جنگ هیبریدی و مقاومت اجتماعی در ایران چگونه قابل تحلیل است؟
•    چگونه می‌توان شکاف میان «توان تخریب نظامی» و «توان بازسازی نظم سیاسی» را مفهوم‌پردازی کرد؟

پرسش‌های تطبیقی و تاریخی:

•    وضعیت ایران از چه جهاتی با تجربه عراق، سوریه، لیبی، ونزوئلا یا کوبا متفاوت است؟
•    آیا الگوهای کلاسیک انقلاب و تغییر رژیم، برای تحلیلدولت‌های معاصر خاورمیانه کفایت ندارند؟
•    چه عواملی سبب می‌شود برخی حکومت‌ها تحت فشار خارجی فروبپاشند و برخی دیگر مقاوم‌تر شوند؟
•    نقش ملی‌گرایی، هویت تاریخی و تصور «تهدید خارجی» در بقای نظام‌های سیاسی چیست؟

پرسش‌های فلسفه سیاسی و فلسفه فناوری:

•    آیا مفهوم «مشروعیت سیاسی» در عصر جنگ شناختی و رسانه‌های دیجیتال نیازمند بازتعریف است؟
•    چگونه فناوری‌های ارتباطی جدید هم‌زمان می‌توانند موجب بسیج سیاسی و نیز فرسودگی و انفعال اجتماعی شوند؟
•    آیا تصور کلاسیک از «انقلاب مردمی» در عصر نظارت دیجیتال، جنگ هیبریدی و پیچیدگی شبکه‌ای دچار دگرگونی شده است؟
•    چه نسبتی میان «قدرت سخت»، «قدرت نرم» و «قدرت شناختی» در تحولات اخیر وجود دارد؟
•    آیا می‌توان از ظهور نوعی «تاب‌آوری شبکه‌ای دولت‌ها» در عصر فناوری سخن گفت؟

ف ۱۱۰

 

نوشته شده در تاریخ:یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۱۳ق٫ظ

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

19 Responses to “تأملات و پرسش‌های شخصی من: معمای پایداری جمهوری اسلامی ایران پس از آغاز جنگ”

  1. مدینه صابری گفت:

    دکتر جان سلام: در جواب پرسش اولتان به نظر می رسد : الف ) استراتژی تغییر ریاست هیئت مذاکره کننده ایران خیلی موثر بود چون دکتر قالیباف با تغییر محل جلسه های مذاکره توانست سمت و سوی تفکر مدیریتی حوزه بین المللی و داخلی را به سمت موضوعات اصلی سوق دهد و تمرکز بدور از فرافکنی ایجاد کند

  2. مدینه صابری گفت:

    در پاسخ به سوال اولتان : به نظر می رسد تغییر محل مذاکرات از مسقط به پاکستان؛ توجه ویژه به نظام بین الملل به این موضوع که کشورها در سه بخش پیرامونی ،نیمه پیرامونی و هفته ای در کش و قوس هستند را تثبیت کرد

    • ناشناس گفت:

      مدینه صابری
      تیر ۱۷, ۱۴۰۵ در ۵۷:۰۷
      در پاسخ به سوال اولتان : به نظر می رسد تغییر محل مذاکرات از مسقط به پاکستان؛ توجه ویژه به نظام بین الملل به این موضوع که کشورها در سه بخش پیرامونی ،نیمه پیرامونی و هسته ای در کش و قوس هستند را تثبیت کرد

  3. مدینه صابری گفت:

    در معادلات و رابط بین الملل در عرصه مذاکرات ؛ توجه به مساله هسته ای، پیرامونی و نیمه پیرامونی بودن محل مذاکرات ) کشور محل مذاکره) ؛ چقدر در پیشبرد اهداف و استراتژی های مذاکراتی مؤثر بوده است؟

  4. ناشناس گفت:

    درباره نظریه‌های کلاسیک فروپاشی دولت و انقلاب‌های سیاسی، قدرت تبیین‌کنندگی این سوال مطرح است که آیا در عالم واقعیت ؛ نظریه های کلاسیک فروپاشی و انقلاب های سیاسی ؛ انعطاف پذیری کامل را در برابر چند وجهی بودن مساله فروپاشی دولت ها دارند چون دولت‌های هر کشور چند لایه هستند و بسیار پیچیده هر چند که در تبیین مساله پیرامونی یا نیمه پیرامونی یا هسته ای بودن دول ؛ میزان انعطاف نظریه های مختلف متغییر است و از ثبت برخوردار نیست

    • مدینه صابری گفت:

      درباره نظریه‌های کلاسیک فروپاشی دولت و انقلاب‌های سیاسی، قدرت تبیین‌کنندگی این سوال مطرح است که آیا در عالم واقعیت ؛ نظریه های کلاسیک فروپاشی و انقلاب های سیاسی ؛ انعطاف پذیری کامل را در برابر چند وجهی بودن مساله فروپاشی دولت ها دارند چون دولت‌های هر کشور چند لایه هستند و بسیار پیچیده هر چند که در تبیین مساله پیرامونی یا نیمه پیرامونی یا هسته ای بودن دول ؛ میزان انعطاف نظریه های مختلف متغییر است و از ثبات برخوردار نیست

  5. ناشناس گفت:

    با توجه به اینکه وول مختلف با پیشرفت علم و دانش و بکارگیری فنون مختلف ؛ در حال تغییر و تحول دائمی هستند ؛ آیا نظام سیاست جهانی یا حتی نظام سیاسی جهان می تواند فقط بر علوم و نظریه های کلاسیک پافشاری کند یا اینکا باید به دنبال راهی باشد که بتواند همپای جنگ های جدید و نوع ندید مذاکرات؛ به نظریه های جدید با ثبات نیز دست یابد؟

    • مدینه صابری گفت:

      با توجه به اینکه دول مختلف با پیشرفت علم و دانش و بکارگیری فنون در سطوح مختلف ؛ در حال تغییر و تحول دائمی یا مسیر تحولات و تغییرات مقطعی هستند ؛ آیا سیاست های نظام جهانی یا حتی نظام سیاسی جهان می تواند فقط بر علوم و نظریه های کلاسیک پافشاری کند یا اینکه باید به دنبال راهی باشند که بتوانند همپای جنگ های جدید و نوع جدید مذاکرات؛ به نظریه های جدید با ثبات نیز دست یابد؟

  6. مدینه صابری گفت:

    درباره اینکه نسبت میان «نارضایتی اجتماعی» و «آمادگی برای براندازی سیاسی» چگونه باید بازاندیشی شود این سوال را مطرح می کنم که آیا در تعیین دو مفهوم گفته شده با ابتدا نگرش ها سنجیده شود یا اینکه ابتدا باید به سراغ عوامل تعیین کننده نارضایتی رفت ؟ چون دو مقوله نارضایتی اجتماعی و آمادگی برای براندازی سیاسی ؛ دقیقا لازم و ملزوم همدیگر در شقوب معادلات سیاسی هستند و در برخی مواقع بر همدیگر قدرت شکنندگی سریع ایجاد می کنند اینجا باید توجه کرد که گاها آمادگی برای براندازی سیاسی موجب نارضایتی اجتماعی می شود و گاها نارضایتی اجتماعی مقدمه آمادگی برای براندازی سیاسی می شود که در دو جمله اخیر کلمه های موجب و مقدمه در نکته کلیدی هستند که نباید از توجه دور بمانند. همچنین در بازاندیشی نارضایتی اجتماعی و آمادگی برای براندازی سیاسی باید به این نکته مهم توجه کرد که مقوله ها و مفاهیم کیفی برلی بازاندیشی شدن کیفی قلمداد می شوند یا کنی قلمداد می شوند چون اگر نارضایتی و یا تلاش برای براندازی بر سر موضوعات کمی همچون ارز و دلار و بورس و غیره باشد کفه بازاندیشی جور دیگری می چرخد و اگر اساس نارضایتی و تلاش برای براندازی بر مبنای موضوعات کیفی که با نگرش ها و توصیفات اولیه سر و کار دارند باشند کفه بر حور محور دیگری خواهد چرخید ؟

    • مدینه صابری گفت:

      درباره اینکه نسبت میان «نارضایتی اجتماعی» و «آمادگی برای براندازی سیاسی» چگونه باید بازاندیشی شود این سوال را مطرح می کنم که آیا در تعیین دو مفهوم گفته شده باید ابتدا نگرش ها سنجیده شود ( بخش کیفی تحقیقات ) یا اینکه ابتدا باید به سراغ عوامل تعیین کننده نارضایتی رفت ( بخش های کمی و سنجش پذیر تحقیقات) ؟ چون دو مقوله نارضایتی اجتماعی و آمادگی برای براندازی سیاسی ؛ دقیقا لازم و ملزوم همدیگر در شقوق معادلات سیاسی هستند و در برخی مواقع بر همدیگر قدرت شکنندگی سریع ایجاد می کنند اینجا باید توجه کرد که گاها آمادگی برای براندازی سیاسی موجب نارضایتی اجتماعی می شود و گاها نارضایتی اجتماعی مقدمه آمادگی برای براندازی سیاسی می شود که در دو جمله اخیر کلمه های (موجب) و (مقدمه) دو نکته کلیدی هستند که نباید از توجه دور بمانند. همچنین در بازاندیشی نارضایتی اجتماعی و آمادگی برای براندازی سیاسی باید به این نکته مهم توجه کرد که مقوله ها و مفاهیم کیفی برای بازاندیشی شدن ؛ کیفی قلمداد می شوند یا کمّی قلمداد می شوند؟! چون اگر نارضایتی و یا تلاش برای براندازی بر سر موضوعات کمی همچون ارز و دلار و بورس و غیره باشد ؛ کفه بازاندیشی جور دیگری می چرخد و اگر اساس نارضایتی و تلاش برای براندازی بر مبنای موضوعات کیفی که با نگرش ها و توصیفات اولیه سر و کار دارند باشند ؛ کفه بر حور محور دیگری خواهد چرخید ؟

  7. مدینه صابری گفت:

    درباره امکان تمایز بین فرسایش سرمایه اجتماعی» و «فقدان ظرفیت بسیج انقلابی می توان این سوال را مطرح کرد کا آیا بر اساس رویکرد فلسفی جزء به کل و رویکرد فلسفی کل به جزء یا اساسا لستدلال قیاسی و استدلال استقرایی ؛ دیدگاهمان چگونه است ؟ به این معنا که نا می خواهیم در معادلات مان از کل به جزء حرکت کنیم یا از جزء به کل که با تفکیک یا این دو سمت حرکت به این سؤال می رسیم که امکان تمایز بین فرسایش اجتماعی و فقدان بسیج انقلابی فقط به نیروی انسانی محدود یا منظر از طرح دو این مقوله عوامل دیگر تیز هست؟

    • مدینه صابری گفت:

      درباره امکان تمایز بین فرسایش سرمایه اجتماعی» و «فقدان ظرفیت بسیج انقلابی می توان این سوال را مطرح کرد که آیا برای بررسی این مفاهیم ؛ بر اساس رویکرد فلسفی جزء به کل حرکت کنیم و یا با رویکرد فلسفی کل به جزء حرکت کنیم یا اساسا دیدگاه‌های ما طبق استدلال قیاسی و یا استدلال استقرایی ؛ چگونه است ؟ به این معنا که ما می خواهیم در معادلات مان از کل به جزء حرکت کنیم ( استدلال قیاسی ) یا از جزء به کل حرکت کنیم ( استدلال استقرائی ) ؟؟!! ؛ که با تفکیک یا این دو سمت حرکت ؛ به این سؤال می رسیم که امکان تمایز بین فرسایش اجتماعی و فقدان بسیج انقلابی فقط به نیروی انسانی محدود یا منظور از طرح دو این مقوله ؛ عوامل دیگر نیز هست؟

  8. مدینه صابری گفت:

    درباره مرز تحلیلی میان «بحران مشروعیت» و «فروپاشی اقتدار مؤثر» این سوال مطرح می شود که فروپاشی اقتدار در بعد فرد در چارچوب نظام سیاسی مورد سنجش است یافروپاشی اقتدار نظام داخلی در چارچوب کل نظام بین الملل که شامل همه ارکان نظام داخلی شود ؟؟؟؟!!! بر این اساس فرد در چارچوب نظام ممکن است اقتدار داشته باشد اما شاید نفوذ و قدرت لازم را نداشته باشد چون در معادلات بین المللی؛ قدرت و نفوذ و اقتدار سه مقوله جدائی ناپذیر برای جلوگیری از بحران مشروعیت ملی و مشروعیت بین المللی محسوب می شود ؛ بنابراین تفکیک دو مقوله اقتدار فرد در چارچوب نظام سیاسى ملی و اقتدار نظام سیاسى ملی در مقیاس اقتدار نظام جهانی نقش موثری برای تبیین و تشریح مرز تحلیلی میان بحران مشروعیت و فروپاشی اقتدار مؤثر ؛ و تاثیر متقابلی که مقوله ها بر هم داشته باشند دارد

  9. مدینه صابری گفت:

    دکتر جان سلام : در باره پرسش اول در بخش پرسش‌های مربوط به جامعه و افکار عمومی: این سوال مطرح می شود که مقوله پیش بینی و مقوله پیشگوئی های ذکر شده از سوی مسئولان ؛ تا چه حد بر محاسبات عقلانی، موانع ساختاری یا ارزش‌های فرهنگی مؤثر بوده و خلا های فرسایشی مؤثر بر اعتراض مردمی یا شورش مردمی را پُر کرده آیت چون پیش‌بینی یعنی در وضعیت خاص چه رخ می دهد ؟ و پیشگوئی معطوف به آینده است و می گوید در آینده چه رخ خواهد داد؟

    • مدینه صابری گفت:

      دکتر جان سلام : در باره پرسش اول در بخش پرسش‌های مربوط به جامعه و افکار عمومی: این سوال مطرح می شود که مقوله پیش بینی و مقوله پیشگوئی های ذکر شده از سوی مسئولان ؛ تا چه حد بر محاسبات عقلانی، موانع ساختاری یا ارزش‌های فرهنگی مؤثر بوده و خلا های فرسایشی مؤثر بر اعتراض مردمی یا شورش مردمی را پُر کرده است ؟؟!!! چون پیش‌بینی یعنی در وضعیت خاص چه رخ می دهد ؟ و پیشگوئی معطوف به آینده است و می گوید در آینده چه رخ خواهد داد؟

  10. مدینه صابری گفت:

    دکتر جان سلام : در باره پرسش اول در بخش پرسش‌های مربوط به جامعه و افکار عمومی: این سوال مطرح می شود که مقوله پیش بینی و مقوله پیشگوئی های ذکر شده از سوی مسئولان ؛ تا چه حد بر محاسبات عقلانی، موانع ساختاری یا ارزش‌های فرهنگی مؤثر بوده و خلا های فرسایشی مؤثر بر اعتراض مردمی یا شورش مردمی را پُر کرده است ؛ چون پیش‌بینی یعنی در وضعیت خاص چه رخ می دهد ؟ و پیشگوئی معطوف به آینده است و می گوید در آینده چه رخ خواهد داد؟

  11. مدینه صابری گفت:

    دکتر جان سلام ؛ درباره سوال : مشروعیت سیاسی در عصر جنگ شناختی و رسانه‌های دیجیتال نیازمند بازتعریف است ؟ این سوال را می توان مطرح کرد که اساساً مشروعیت سیاسی در عرصه های مورد نظر ؛ حول چه محورهایی می چرخد ؟ بعنوان مثال تلاش کشور ایران برای کسب مشروعیت سیاسی در حوزه خزر با تلاش کشور ایران برای حفظ مشروعیت سیاسی در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز و بهره گیری ای هایی که از رسانه های دیجیتال شد ؛ حتما نیازمند تعریف جدید از حفظ مشروعیت و کسب مشروعیت است که تشریح و تبیین بیشتر این مساله ضرورت بازتعریف مشروعیت سیاسی در عصر جنگ شناختی و رسانه‌های دیجیتال را تصریح می کند . بنابراین این سوال را در این‌باره مطرح می کنم که اساسا فرق بین حفظ مشروعیت سیاسی با کسب مشروعیت سیاسی ؛ در عرصه جنگ شناسی و رسانه های دیجیتال ؛ چقدر مشروعیت سیاسی را تثبیت یا متحول یا تضعیف می کند؟

  12. مدینه صابری گفت:

    در عرصه جنگ شناسی و رسانه های دیجیتال که این دو مقوله در دنیای امروز بر هم همپوشانی دارند ؛ مشروعیت سیاسی نظام ؛ درجه اعتبار نظام را معین می کند که همین درجه اعتبار ؛ میزان باور به نظام را تعیین و تثبیت می کند؟ سوال من این است : آیا رسانه های دیجیتال در عرصه جنگ شناسی دنیای مدرن ؛ توانایی کافی لازم برای مشروعیت بخشی به نظام را دارند

  13. ناشناس گفت:

    در عرصه جنگ شناسی و رسانه های دیجیتال که این دو مقوله در دنیای امروز بر هم همپوشانی دارند ؛ مشروعیت سیاسی نظام ؛ درجه اعتبار نظام را معین می کند که همین درجه اعتبار ؛ میزان باور به نظام را تعیین و تثبیت می کند؟ سوال من این است : آیا رسانه های دیجیتال در عرصه جنگ شناسی دنیای مدرن ؛ آیا می توانند برای ترمیم شکافهای ایجاد شده حوزه مشروعیت؛ از قدرت و نفوذ لازم و کافی برای تبیین کنندگی اذهان عمومی و رفع چالش‌های مشروعیت گام اساسی بردارند؟؟؟؟!!!

نظر سنجی

به نظر شما آیا حضور مسئولین کشوری در منظقه می تواند در راستای توسعه مفید باشد؟

Loading ... Loading ...
آخرین اخبار پربازدیدترین